تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
حجّت بر خصم است و مىفرمايد : حجّت شما بر عليه خود شما به كار مىرود ، پس فقط حجّت خداست كه بالغ است و حجّتهاى شما را باطل مىكند و هيچ حجّتى براى شما بخاطر شرك و افترائتان وجود ندارد و اگر خدا مىخواست شما را هدايت مىكرد ، يعنى شما را مجبور به ايمان و ترك شرك و تحريم حلائل مىنمود ، و ليكن خداوند بر اساس مشيّت بالغه‌اش بندگان خود را مجبور به ايمان نمىكند ، بلكه به اذن تكوينى ، آنها را مختار گذاشته و بر انجام يا ترك فعل قدرت بخشيده است و اين همان اختيار است كه اساس تكليف و امر و نهى و وعد و وعيد مىباشد . ( 150 )
( قُلْ هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هذا فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ هُمْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ )
: ( بگو گواهان خويش را كه شهادت مىدهند خداوند اين را حرام كرده بياوريد ، اگر گواهى دادند تو با آنان گواهى مده و از هوسهاى كسانى كه آيات ما را تكذيب مىكنند و از كسانى كه به آخرت ايمان ندارند و براى پروردگارشان همتا مىگيرند ، پيروى مكن ) ، مىفرمايد : بگو شهداى خود را بياوريد و مقصود از اين شهادت ، شهادت اداء است و خطابى كه در اين آيه است خطاب تعجيزى است نه تكليفى ، يعنى هدف اين است كه آنها بدانند از عهدهء اثبات ادّعاى خود برنمىآيند و ادّعايشان جز افتراء چيزى نيست و اين عبارت كنايه از عدم تحريم خداوند است و آنگاه مطلب را ترقّى داده و مىفرمايد : به فرض هم كه شهادت دادند تو شهادت آنها را نپذير ، چون شهادت كسانى كه پيرو هواهاى نفس هستند قابل اعتنا نيست و چگونه چنين نباشد و حال آنكه ايشان مردمى هستند كه اولا ) : آيات روشن پروردگار را تكذيب نمودند ، ثانيا ) : به آخرت ايمان نياوردند و ثالثا ) : غير خدا را كه همان بتها باشند معادل و همتاى خداوند قرار دادند و كسى به چنين مسائلى جرأت نمىكند ، جز آنان كه از خواهشهاى نفسانيشان پيروى مىكنند .