براى در ميان نهادن راز مناسبتر است .
( 130 )
( يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِينَ )
: ( اى گروه جنّيان و انسانها ، آيا پيامبرانى از خودتان نزد شما نيامدند كه آيات مرا براى شما مىخواندند و شما را از ديدار امروزتان بيم مىدادند ؟ مىگويند : ما بر عليه خودمان گواهى مىدهيم ، زندگى دنيا آنها را فريفته بود و آنها بر عليه خويش گواهى دادند كه كافر بودهاند ) ، اين سئوال و جواب براى اتمّام حجّت و دفع ادعاى احتمالى آنهاست كه مثلا بگويند : ما نمىدانستيم و به خاطر جهل و غفلت در اعمال به خود معذوريم ، امّا اينها در جواب پروردگار كه از آنها مىپرسد : آيا انبياء به سوى شما نيامدند و آيات الهى دالّ بر دين حق را بر شما نخواندند و شما را از روز رستاخيز و روز جزا بيم ندادند ؟ به همهء اين موارد اقرار مىكنند و اعتراف مىنمايند كه ولايت شيطان را به اختيار خويش برگزيدهاند .
آنگاه خداوند مىفرمايد : زندگى دنيا اينها را فريب داده بود ، يعنى هر وقت بارقهء حقّى بر قلوب آنها وزيدن مىگرفت ، هواها و تمايلات نفسانى بر آن هجوم مىآوردند و تاريكيهايى اعمال زشت ، راه را بر حق مسدود مىنمودند ، تا آنجا كه چشمان آنها از ديدن حقيقت كور و عاجز مىماند و در آخر دوباره آنها شهادت مىدهند به اينكه عمدا نسبت به انبياء و دين حقّ كفر ورزيدهاند ، پس مقصود از شهادت اوّلى شهادت به آمدن انبياء و آوردن آيات الهى و انذار آنها ، امّا مقصود از شهادت دوّمى ، شهادت به كفر عمدى خودشان نسبت به دين الهى است .
( 131 )
( ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ )
: ( آن به جهت اين است كه اينچنين نيست كه پروردگارت دهكدهها را به ستم هلاك كند ، در حالى كه