همواره از دو چيز ناشى مىشود يا به جهت احتياجى است كه ظالم دارد ، يعنى به منظور رسيدن به منفعتى يا دفع ضررى ، مرتكب ظلم مىشود و يا به جهت شقاوت و قساوت قلبى است كه در نهاد او وجود دارد و خداى سبحان از هر دوى اين صفات منزّه است ، چون اولا ) : بىنياز است ، پس حاجت و فقرى ندارد كه انگيزه ظلم باشد ، ثانيا ) : داراى آنچنان رحمتى است كه دامنهاش همهء كائنات را در بر مىگيرد ، لذا ظلم به جميع انحاء از ساحت او بدور است ، و مقتضاى آن اين است كه او به ملاك غنا و بىنيازيى كه دارد بتواند همه خلائق را از بين برده و به ملاك رحمتش هر مخلوق ديگرى را كه بخواهد به جاى آنها بنشاند ، همچنانكه اقوام فعلى را از ذريه اقوام ديگرى بيافريد ، امّا اينكه فرمود : ( ما يشاء ) اشاره به وسعت قدرت اوست .
( 134 )
( إِنَّ ما تُوعَدُونَ لَآتٍ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ )
: ( همانا آنچه به شما وعده داده شده به تحقيق آمدنى است و شما نمىتوانيد خدا را از انجام آن عاجز كنيد ) ، يعنى امر الهى در مورد برانگيختن مردم در قيامت و جزا دادن آنان حتمى است و شما نمىتوانيد خدا را از تحقق دادن امرش و تحقق وعده و وعيدش مانع شويد و او را عاجز نماييد ، پس اين آيه تأكيد بر وعده و وعيدى است كه در آيات قبلى بيان فرموده بود .
( 135 )
( قُلْ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنِّي عامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ )
: ( بگو اى قوم ، هر چه در خور شماست و توان داريد عمل كنيد ، من نيز عمل مىكنم ، پس به زودى خواهيد دانست كه عاقبت آن سراى از آن كيست ، براستى كه ستمگران رستگار نمىشوند ) ، ( مكانت ) به معناى منزلت و آن حالتى است كه صاحب منزلت در آن بسر مىبرد و ( عاقبت ) به معناى سرانجام و نهايت امر هر چيزى است .
مىفرمايد : شما به اعمال ستمگرانه خود ادامه دهيد من نيز به دعوت به توحيد ادامه