مىدهم و به زودى خواهيد دانست كه چه كسى به سعادت مىرسد و سعى و كوشش او به نتيجه نايل مىشود ، به طور قطع بدانيد كه من پيروز و رستگار مىشوم ، نه شما ، كه با شرك مرتكب ظلم و گناه شديد ، چون هيچگاه ستمكار در ستمى كه مىكند رستگار نمىشود .
[ آيهء ( 150 - 136 ) احتجاج عليه مشركين ]
( 136 )
( وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ )
: ( براى خدا از مخلوقات او مثل كشت و چهار پايان نصيبى نهادند و به خيال خود گفتند : اين سهم براى خداست و اين سهم براى شركاى ما ، آنچه كه سهم شركاى ايشان است به خدا نمىرسد ، امّا آنچه از خدا است به شركايشان مىرسد ، چه بد حكمى است كه مىكنند ) ، ( ذرأ ) يعنى ايجاد و اختراع و ( حرث ) به معناى زراعت و ( انعام ) يعنى چهار پايان .
مىفرمايد : مشركين خدايان پندارى خود را شريك در اموال خود مىدانستند و مقدارى از اموال خود را در راه آنها خرج مىكردند و بعضى از كشت و چهار پايان را كه همه مخلوقات خدا هستند ، از آن خدا مىدانستند و مقدارى از اينها را از آن شركاى فرضى خود قرار مىدادند و مىگفتند : آنچه كه سهم شركاست به خدا عايد نمىشود ، و ليكن آنچه كه سهم خداست به شركاء هم مىرسد و اين پندار آنها بود ( زعم ) يعنى اعتقاد ، امّا غالبا در اعتقاداتى استعمال مىشود كه مطابق با واقع نباشد و چون اين حكم علاوه بر اينكه از اساس باطل و افتراست ، توهين به ساحت پروردگار و كوچكتر شمردن او از بتهاست ، لذا خداوند اين حكم آنها را تقبيح مىفرمايد .
( 137 )
( وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ )
: ( بدينسان شركاى آنها كشتن فرزندانشان را به نظر بسيارى از مشركين زينت دادند ، تا آنها را هلاك كنند و