پروردگارتان به وسيلهء وحى براى شما آمد و شما اگر بصيرت را برگزينيد فائده آن متوجّه خود شما مىشود و اگر نادانى و جهل را انتخاب كنيد ضررش متوجّه خود شماست ، پس ديدن و نديدن در اين آيهء شريفه كنايه از علم و جهل ، يا ايمان و كفر است ، به هر جهت رجوع امر به نفس خود آنهاست و در آخر مىفرمايد : ( ما انا عليكم بحفيظ ) يعنى پيامبر صاحب اختيار آنها و دلهاى ايشان نيست ، چون رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ناصح مردم است ، نه مالك دلهاى آنان و تنها وظيفه او تشويق ايشان براى اطاعت و حرف شنوى از خدا و رسول ، بر اساس بصيرت مىباشد .
( 105 )
( وَ كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ وَ لِيَقُولُوا دَرَسْتَ وَ لِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ )
: ( و اينچنين آيات خود را مىگردانيم تا بگويند تو درس گرفتهاى و تا اينكه آنها را براى گروهى كه مىدانند آشكار نمائيم ) ، ( تصريف ) به معناى بيان يك معنا در صورتهاى گوناگون است به منظور آنكه فائدهاش كاملتر شود و ( درست ) از مادّه ( درس ) به معناى تعليم و تعلّم از راه خواندن است و اگر از مادّه ( دروس ) باشد به معناى از بين رفتن اثر و محو آن مىباشد و اگر اين چنين باشد معناى آيه چنين مىشود كه آنها بگويند اين حرفها كهنه شده و از بين رفته است و امروز به هيچ دردى نمىخورد كه اين معنا در آيات ديگر با عبارت
( قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ )
« 1 » ، ( گفتند اين همان افسانههاى كهن است ) نيز آورده شده است ، امّا اگر از ريشهء تعليم باشد معنا چنين مىشود كه ما آيات خود را با عبارات گوناگون بيان مىكنيم تا اين افراد شقى و بيچاره بگويند تو اين سخنان را از اهل كتاب تعليم گرفتهاى .
و در آخر مىفرمايد : هدف ديگر ما اين است كه با اين تنوع در گفتار ، دلهاى دانايان را پاك نموده و آنها را شرح صدر بدهيم ، همچنانكه فرموده است :
( وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ
هامش
( 1 ) - سوره نحل ، آيه 24 .