و در اين صورت خود مؤمنين باعث هتك حرمت و جسارت نسبت به مقام كبريائى پروردگار شدهاند .
و از عموميّت عبارت بعدى ، نهى از هر كلام زشتى نسبت به مقدّسات دينى مردم استفاده مىشود ، چون هر گروه و جماعتى به اعمال خود عشق ورزيده و آنها را پسنديده و زيبا مىبينند و انسان در هر عملى كه انجام مىدهد لذّتى را در نظر مىگيرد كه يا لذّت مادّى و تكوينى است ، مثل لذّت طعام و شراب و نكاح ( كه اگر نبود نسل بشر منقرض و مقطوع مىگرديد ) ،
( رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى )
« 1 » ، ( پروردگار ما كسى است كه هر چيزى را آفريده و بسوى كمالش هدايت كرده است ) ، و يا لذت فكرى است ، مانند : ترقى ، مدح ، فخر ، امنيّت ، . . .
امّا لذائذ فكرى دو نوع هستند ، يكى لذتهايى كه اصلاح امر دنياى انسان را مىكنند و ضررى هم به حال آخرت او ندارند ، مانند ايمان .
امّا دستهء دوّم به آخرت او ضرر مىزنند ، مانند ابطال عبوديّت و ارتكاب فسق و فجور يا پيروى از هواهاى نفسانى .
و بايد دانست كه خداوند ايمان را محبوب دلهاى مؤمنين قرار داده و براى آنها زينت مىدهد
( حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ )
« 2 » .
و شيطان است كه لذتهاى مضر را براى انسان زينت مىدهد ،
( فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ )
« 3 » .
و در آخر مىفرمايد : ( ثمّ الى ربهم . . . ) و اين فراز مىرساند كه تزيين در اين آيه مطلق و شامل جميع اعمال باطنى مثل ايمان و كفر و تمامى اعمال ظاهرى و حسنات و سيئات مىباشد و انسان هر عملى كه انجام مىدهد به خاطر هدفى است كه در نظرش محبوب و مطلوب است ، لذا چون رجوع انسان بسوى خداست ، اقتضاء دارد كه اولياء خدا لذّات
هامش
( 1 ) - سوره طه ، آيه 50 .
( 2 ) - سوره حجرات ، آيه 7 .
( 3 ) - سوره نحل ، آيه 63 .