رويش گياهان و رشد حيوانات و نباتات و . . . ، امّا خداوند ستارگان را نشانهء مخصوص افراد دانا و ايجاد نفوس را نشانهاى مخصوص مردمان فقيه و تدبير در روئيدنيها را آيتى مخصوص مردم با ايمان شمرده است ، چون تدبير در نظام آفرينش نباتات و رويش آنها مطلبى است كه هر فهم عادى مىتواند در آن نظر كرده و از انتظام آن پى به صانع آنها ببرد ، به شرط آنكه دلش به نور ايمان روشن باشد و آلودگى گناهان بر فطرت و عقل او پرده نيافكنده باشد .
( 100 )
( وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ )
: ( و براى خدا شريكانى از جنّ قرار دادند ، در حالى كه خدا آنها را آفريده و از روى نادانى براى خدا پسران و دخترانى تراشيدند ، منزّه و بلند مرتبه است خدا ، از آنچه آنها وصف مىكنند ) ، مشركان براى خداى تعالى شركائى از جنّ اتخاذ كردند ، در حالى كه جنّ نيز از مخلوقات خداست و مخلوق نمىتواند با خالق خود در الوهيّت شركت داشته باشد .
منظور از جنّ شيطانهايند و نيز ممكن است مراد همان جنّ معروف باشد ، چون قريش معتقد بودند كه خداى تعالى دخترى از جنّ به همسرى گرفته و از آن دختر ملائكه بوجود آمدهاند و در ادامه مىفرمايد : آنها به خدا دختران و پسرانى را نسبت مىدادند ، مثلا ملائكه يا خدايان خود را دختران و يا پسران خدا مىدانستند ، در حالى كه پاك و منزّه و برتر است ، خداوند از آنچه مشركان به دروغ به خدا نسبت مىدهند و خداوند را چنين وصف مىكنند .
( 101 )
( بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ )
: ( ايجاد كنندهء آسمان و زمين است ، چگونه او را فرزندى باشد ، در حالى كه او را همسرى نبوده است و همه چيز را آفريده و او به همه چيز داناست ) ، اين جمله جواب از همان عقيدهء مشركان است و مىفرمايد : داشتن فرزند متوقف بر اين مسأله است كه قبلا همسرى اتخاذّ شود و اتخاذّ همسر براى خداى متعال