نداشته باشد و مخالف ( زوج ) است و خداوند مىفرمايد : شما در قيامت بطور جداگانه و فرد فرد نزد ما حاضر مىشويد ، همچنانكه نخستين بار نيز شما را يك يك خلق نموديم و در آن هنگام آنچه را در دنيا از مال و لوازم دنيوى به شما عطا كرديم ، پشت سر مىگذاريد و لذا سببيّت اسباب و عللى كه شما در طول زندگيتان از ياد پروردگار غافل ساخته بود باطل مىگردد .
و در آن هنگام انسان به حقيقت امر آگاه مىشود و پندارهائى كه در دنيا او را به خود مشغول و سرگرم ساخته بود باطل مىشوند و در مىيابد كه اين اسباب اوهامى بيش نبودهاند و اثر مستقل نداشتهاند ، پس در آن هنگام از شفيعانى كه انسان براى خدا قرار داده بود ، خبرى نيست و انسان اثرى از آنها نمىيابد و درمىيابد كه همه اجزاء عالم تحت تدبير خداى واحد هستند و متوجّه بسوى غايتى مىباشند كه خدا برايشان معيّن و مقدّر كرده و هيچ موجودى از موجودات عالم دخالتى در حكومت و تدبير امور جهان ندارد و اسبابى هم كه به ظاهر مؤثر به نظر مىرسند ، آثارشان همه از خداى متعال است و هيچكدام استقلالى در تأثير ندارند ، پس رابطهء انسان با آن شركاى فرضى قطع مىشود و در مىيابد كه همهء آنها پوشالى و خيالى بودهاند و بازيچههايى بودهاند كه او را از ياد خدا غافل و به خود سرگرم نمودهاند ، امّا اين علم در آن مرحله سودى به حال كسى ندارد .
( 95 )
( إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذلِكُمُ اللَّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ )
: ( خداوند شكافنده دانه و هسته است ، زنده را از مرده و مرده را از زنده پديد مىآورد ، اين است خدا ، پس كجا سرگردان مىشويد ؟ ) لذا خداست كه با قدرت مطلقهء خود دانههاى نباتات و هستهها را مىشكافد و از آنها گياه و درخت مىروياند و مردم را با دانهها و ميوههاى آنها روزى مىدهد و اوست كه قدرت توليد مثل را در آنها قرار داده است و آيا از شركاى فرضى مشركان كسى هست كه چنين عملى را انجام دهد ؟ لذا اين آيه هم در تتمهء بيان قبلى يعنى نفى استقلال اسباب در تأثير