تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
ايشان پيامبر و كتاب آسمانى بفرستد . لذا با جملات بعدى احتجاجى بر عليه يهود و يا مشركين مطرح مىشود ، اوّل ) : به وجود كتابهاى آسمانى كه در بين آنها موجود بود ، ثانيا ) : به وجود تعاليم الهى كه در ميان مردم جريان داشته و اين تعاليم زائيده افكار بشرى نبوده است ، چون بشر بواسطه هواهاى نفسانى منحط هرگز چنين تعاليمى از فكر او تراوش نكرده است . ( قراطيس ) جمع ( قرطاس ) به معنى كاغذ است و مىفرمايد : شما بخشى از تورات را مىنويسيد و آن را اظهار مىداريد ، امّا بيشتر آن را پنهان مىكنيد و اين خصوصيّات جز بر يهود تطبيق نمىكند و لذا خطاب متوجّه آنها است نه مشركان عرب و يهود بخاطر مقاصد شوم خود و اينكه پيامبر اسلام را انكار كنند بطور كلى نازل شدن كتاب آسمانى را انكار كرده‌اند ، هر چند اين افكار به ضرر خودشان تمام شود و مستلزم انكار كتاب آسمانى خودشان هم باشد و اينها بخشهايى از تورات را كه مسائلى كلّى بود و مخالفتى با هواهاى نفسانيشان نداشت ظاهر مىكردند ، امّا در مورد مسائلى كه با تمايلات نفسانى آنها در تضاد بود ، كتاب خدا را تحريف مىكردند و كلمات الهى را تغيير مىدادند و حكم اصلى تورات را مخفى مىنمودند ، مانند حكم سنگسار در مورد زنا و موارد ديگر . . . امّا بخش بعدى كه فرمود : ( علّمتم ما لم تعلموا . . . ) مراد از علم در اين قسمت علم عادّى نيست ، چون سياق كلام سياق احتجاج و استدلال بر مدّعى مىباشد ، لاجرم مراد از تعليم چيزى است كه انسان با وسائل عادّى و مادّى نمىتواند به آنها علم پيدا كند و اين همان حقايقى است كه خداوند به انبياء و حاملين وحى خود ، وحى مىكند ، حال چه بوسيلهء كتاب و چه بدون آن به هر صورت شامل تعاليمى مىشود كه از راه حس و عقل بشرى نمىتوان به آنها رسيد و از همين جا معلوم مىشود خطاب با يهود است نه مشركين ، چون مشركين علم به چنين حقايقى نداشتند و از انبياء و شرايع آنان بهره‌مند نبوده و مردمى جاهل بودند . لذا خطاب متوجّه يهود است كه از روى عناد و استكبار و به جهت فتنه جوئى گفته‌اند