تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
بودند ، هر آينه اعمالشان را حبط مىكرديم و بايد دانست شرك در اين مورد به اين است كه انسان به بخشى از كتاب خدا ايمان بياورد و به بخشى ديگر كافر شود ، يا بين احكام الهى و شرايع آن تفرقه بياندازد ، يعنى بعضى از احكام را قبول كند و بعضى را ردّ نمايد يا احكام و قوانينى را كه خداوند قرار داده است تغيير دهد . در اين صورت يعنى كسانى كه مرتكب چنين اعمالى بشوند ، هر آينه اثر اعمالشان باطل مىشود و در ورطهء گمراهى و سراشيبى هواى نفس سقوط نموده و از هدايت الهى دور مىشوند و عطاياى الهى ، باقى ماندنش موقوف بر اين است كه انسان به لوازم توحيد و عبوديّت عمل نمايد و در عقيدهء خود استوار و خالص باشد ، و گر نه آن عطيّه از او گرفته مىشود ، پس هدايت هم كه شامل حال افراد شد تا وقتى آنها را در بر مىگيرد كه از لوازم عبوديّت عدول نكنند ، امّا زمانى كه شرك بورزند ، خداوند توفيق را از آنان سلب مىكند و اعمالشان را باطل مىنمايد . ( 89 )
( أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَيْسُوا بِها بِكافِرِينَ )
: ( آنان كسانى هستند كه به آنها كتاب و حكم و نبوّت داديم ، پس اگر اين قوم به آن كافر شوند ، ما بر آنها قومى را مىگماريم كه به آن كفر نمىورزند ) ، لفظ ( اولئك ) كه مخصوص اشاره به دور است ، دلالت بر علو شأن و برترى مقام آنها دارد و اگر چه ظاهر عبارت دلالت مىكند كه خداوند به همهء انبياء كتاب و حكم و نبوّت داده است ، امّا اين عبارت از باب توصيف مجموع است به وصف مجموع و منافاتى با اين ندارد كه بعضى از اين جمع بعضى از آن اوصاف را نداشته باشد ، چون كتاب به همهء آنها داده نشده است و هر جاى قرآن كه ( كتاب ) به انبياء نسبت داده شده ، مقصود صحفى است كه شرايع دينى در آن نوشته شده و بر اساس آن شرايع انبياء بين مردم در موارد اختلاف آنان حكم مىكرده‌اند و ( حكم ) به معناى برقرار كردن نسبت تصديقى بين اجزاء كلام است و متضمن معناى قضاوت در منازعات و دعاوى قضايى مىباشد و ( نبوّت ) به معناى دريافت اخبار از غيب بواسطه عنايت خاصّ الهى