امّا شما از خداى قادر كه بايد از او بترسيد ، نمىترسيد ، چون بدون هيچ برهان آسمانى و قابل اعتماد ، براى خداى سبحان شركائى اثبات كردهايد ، با اينكه مىدانيد تدبير امور تنها به دست خداى سبحان است و بس ، چون صنع و ايجاد به دست اوست و اگر او تدبير بعضى از امور را به دست شركاى فرضى شما سپرده بود ، مىبايست خودش اين معنا را بيان نموده و معجزات و علائمى مىفرستاد تا پرستش آنها را نيز بر ما واجب كند و حال كه خدا چنين برهانى نازل نكرده و وحيى نيز كه متضمن اين معنا باشد نفرستاده ، پس سخن شما از اساس باطل است و خداى سبحان شريكى ندارد .
اين قسمت اوّل حجّت ، امّا در ادامه براى تتميم بحث مىفرمايد : ( فاى الفريقين . . . ) يعنى كداميك از ما ايمنتر هستيم ؟ شما كه از خداى سبحان پروا نكردهايد و شرك ورزيدهايد ، يا من كه شركاى خيالى شما را ردّ كردهام ؟
و اگر صريحا نفرمود : ( من يا شما ) كدام ايمنتر هستيم ، بلكه فرمود ، ( دو طائفه ) به جهت آن بود كه عصبيّت و غيرت آنها كمتر تحريك شود و نيز دلالت كند كه اختلاف بين او و قومش اختلاف در مهمترين اصول عقايد و ريشهء معارف دينى است و به هيچ وجه او و قومش نمىتوانند ائتلاف نمايند .
و اين قياس كه در آيه به كار رفته است قياس استثنائى است كه در آن « نقيض مقدم » استثناء شده تا « نقيض تالى » را نتيجه دهد و تقدير آن چنين است : « اگر از ناحيهء خداوند دليلى بر قدرت بتها و ارباب انواع بر ضرر زدن آنها رسيده بود ، البته ترسيدن از آنها مورد داشت ، و ليكن چون دليلى نرسيده ، پس ترس شما از ضرر بتها و بالنتيجه بت پرستى شما بىمورد و بى جا است » و اللّه يعلم .
( 82 )
( الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ )
: ( كسانى كه ايمان آوردند ، ايمان خود را با ظلم نپوشاندند ، براى آنها ايمنى خواهد بود و آنها هدايت يافتهگانند ) ، در اين آيه حضرت ابراهيم عليه السّلام خود از سئوال