تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
ربوبيّت اوست و نشانهء ديگرى از توحيد او مىباشد ، يعنى به فرضى كه من از بتها مىترسيدم ، تازه اين ترس هم خود دليل ديگرى بر ربوبيّت خدا و توحيد او بود ، زيرا او خواسته كه من از شركاى شما بترسم ، نه شركاى شما كه قادر بر هيچ امرى نيستند و آنگاه مىفرمايد : ( پروردگار من از نظر علم به همه چيز احاطه دارد ) ، لذا از هر حادثه خير و شرّى كه در مملكتش رخ دهد آگاه است كه آنها را به منظور اهدافى صحيح و متقن ايجاد فرموده ، پس چگونه ممكن است كه در اين ملك هستى چيزهاى نافعى باشند و خدا بندگانش را در سود بردن و استفاده از آنها اذن نداده باشد و يا چيزهاى مضرّى باشند كه بندگان را از آن منع نفرموده باشد ؟ پس چرا متذكّر نمىشويد و چه شده كه به مدركات عقل خود و آن حقائقى كه فطرتتان شما را به آن سو راهبرى مىكند ، مراجعه نمىكنيد ؟ و اين استفهام توبيخى اشاره به حجّت فطرى است كه عقول به حكم فطرت توحيد را اثبات نموده و شرك را ابطال مىنمايند . ( 81 )
( وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ )
: ( و چگونه من از شريكان شما بترسم ، در حالى كه شما از اينكه بدون دليل به خدا شرك بورزيد نمىترسيد ، پس كداميك از ما دو طائفه به ايمنى سزاوارتر است ، اگر شما مىدانيد ) ، در اين آيه آن حضرت حجّت ديگرى عليه مشركان بيان مىكند و مىفرمايد : بين گفتار و كردار شما تناقض وجود دارد ، يعنى از يك طرف مرا به ترس از چيزهايى امر مىكنيد كه ابدا ترس از آنها موردى ندارد ، ولى از طرف ديگر خودتان از پروردگار عالم كه حقيقتا بايد از او پروا داشته باشيد ، نمىترسيد و به همين جهت من در اعمال خود كه از بتها نمىترسم ايمن‌ترم تا شما كه از پروردگار عالم پروا نداريد ، امّا اينكه من از خدايان دروغين شما ترسى ندارم ، براى اينست كه شما هيچ دليلى بر استقلال بتها و الهه‌ها در دفع ضرر و جلب منفعت براى خودتان نداريد تا به موجب آن ترس از آنها واجب باشد .