تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
آنان هستى از ايشان جدا شو ، امّا براى آنكه بفهماند مطلق هم نشينى با آنان مورد نهى نيست ، لذا فرمود : تا زمانى از آنها اعراض كن كه مشغول تمسخر آيات الهى هستند و لذا اگر مشغول صحبت ديگرى شدند مجالست با آنان ايرادى ندارد . و اگر هم شيطان باعث شد اين مطلب را فراموش كنى به محض اينكه متذكّر شدى از حلقهء مجالست آنها برخيز و با اين قوم ستمكار منشين ، پس معلوم مىشود خوض در آيات خدا ظلم است و گو اينكه سياق در كلام سياق احتجاج عليه مشركين است ، ولى ملاكى كه در آن ذكر شده شامل عموم مىباشد و نهى در آخر آيه نهى از شركت با ستمكاران در ستم ايشان است ، چه اين ستم را مشركين مرتكب شوند و يا غير آنها ، به شهادت اينكه در جاى ديگر مىفرمايد
( إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ )
« 1 » ، ( شما در اين هنگام مثل آنها خواهيد بود ) ، يعنى شما هم مثل آنان نافرمان و ظالم خواهيد بود و اين خطابها اگر چه متوجّه پيامبر است ، امّا از آنجا كه پيامبر معصوم است ، پس مقصود امّت ايشان هستند ، كما اينكه در فارسى مىگويند : به در مىگويند كه ديوار بشنود . ( 69 )
( وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ )
: ( و چيزى از حساب ايشان بر كسانى كه پرهيزكارى مىكنند نيست ، و ليكن بر ايشان تذكّر و پندى است ، شايد كه بپرهيزند ) ، و اين آيه مىخواهد بفرمايد : گناه و وبالى كه تمسخر كنندگان براى خود كسب مىكنند تنها متوجّه خود آنهاست و بس ، مگر اينكه ديگران هم راضى به كردار آنها باشند كه در اين صورت در گناه آنها شريكند و گرنه اهل تقوى و كسانى كه از نواهى الهى پرهيز مىكنند هيچ گناهى متوجّه آنها نيست ، و اينكه از مجالست با آنها نهى فرمود ، به دليل جلوگيرى و پرهيز از وقوع در خوض در آيات الهى بود و گرنه همه مىدانند كه در هر گناهى جز مرتكب و عاملش ديگرى محاسبه نمىشود ،
هامش
( 1 ) - سوره نساء ، آيه 40 .