قدرت آن را به كسى نبخشيده و مختصّ به اوست ، دوّم ) ، زنده كردن مردگان كه اين از بعضى از اولياء خدا مانند عيسى عليه السّلام و امثال وى نيز برمىآيد .
به هر صورت ( بعث عذاب ) يعنى فرستادن عذابى كه مىبايستى متوجّه آنان بشود و اگر تاكنون متوجّه آنها نشده ، مانعى از قبيل ايمان و اطاعت در كار بوده كه اگر اين نبود ، خداوند آن عذاب را متوجّه آنها مىكرد ، پس آنها استحقاق عذاب را دارند و خداوند قادر است بر اينكه از بالا يا پايين عذاب بر آنان بفرستد و يا آنان را با اينكه فرقههاى مختلفى هستند به يكديگر مشتبه سازد .
عذابهاى آسمانى مانند صيحه آسمانى و طوفان و باد كشنده و مانند عذابى كه به قوم عاد و ثمود و شعيب و لوط رسيد و عذابهاى زمينى مانند فرو بردن زمين ، ( مثل قارون كه در زمين فرو رفت ) يا زلزله مىباشد .
بعضى گفتهاند عذاب از فوق همان فشار و شكنجهاى كه ممكن است از ناحيه سلاطين و گردنكشان به قومى برسد و عذاب از پايين ، منظور ناراحتيهايى است كه ممكن است از ناحيه زير دستان و بردگان به ايشان برسد .
و بعضى ديگر گفتهاند مراد از فوق و تحت سلاحهاى آتشينى است كه بشر اخيرا آن را اختراع كرده مانند هواپيماهاى بمب افكن ، توپهاى سنگين ، ضد هوائيها و كشتيهاى جنگى و . . . امّا حق مطلب اين است كه لفظ آيه قابل انطباق بر همهء اين معانى مىباشد ، ولى اگر تعمّق كنيم خواهيم ديد كه تنها چيزى كه امّت را مستحق عذاب نموده ، همانا اختلاف كلمه و تفرقه است كه دعوت پيامبر را كه به سوى اتفاق كلمه بود نپذيرفتند ، امّا عبارت ( يلبسكم شيعا ) ، ( البس عليه الامر ) يعنى امر را بر او مشتبه نمود و ( لبس ) اشتباه امر و اختلاط كلام را مىگويند و ( شيع ) به معناى فرق و طوايف است و شيعه يعنى پيرو ، و ( تشيّع ) يعنى پيروى به صورت تديّن و ولاء .
و ظاهرا اين عبارت مىخواهد دسته بنديهايى را كه بعد از رحلت رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به وجود آمد پيشگويى نمايد ، همان دسته بنديهايى كه باعث ايجاد مذاهب گوناگونى در
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 628
مساهمون: فاطمه مشايخ
ص٦٢٨