ولى همين نشست و برخاست با اين گونه افراد باعث مىشود انسان به ارتكاب اين اعمال راغب شود و قبح آن برايش زائل گردد .
مراد از ( ذكرى لعلهم يتقون ) اين است كه اين تذكرى كه ما به پرهيزكاران داديم كه با آنها مجالست نكنند براى اين بود كه آنها به كمال تقوى برسند و بر آن استمرار و مداومت داشته باشند ، و گرنه گناه آن گروه تنها متوجّه خودشان است و چيزى از وزر و و بال آنها به گردن اهل تقوى نمىباشد .
( 70 )
( وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ )
: ( و كسانى كه دين خود را به بازيچه و بيهوده گرفتهاند و زندگى دنيا فريبشان داده به حال خود واگذار و آنان را با قرآن موعظه كن كه مبادا نفسى بواسطهء عملش گرفتار شود و حال آنكه غير از خدا ، دوست و شفيعى نيست و اگر فرضا بخواهد به عنوان رشوه و عوض هر چيزى بدهد تا رها گردد از او پذيرفته نمىشود ، اينها كسانى هستند كه بواسطه آنچه كسب نمودهاند گرفتار شدند و بواسطهء اين كه كفر ورزيدند ، شرابى از آب جوشان و عذابى دردناك براى آنان خواهد بود ) ، ( بسل ) به معناى ضميمه كردن يا منع كردن است و در اينجا به معناى منع شدن از ثواب و خير است و در اين آيه مىفرمايد : با كسانى كه دين خود را بيهوده و بازيچه گرفتهاند متاركه كن ، در اينجا گرويدن آنها به خواستههاى نفسانى خودشان را لهو و لعب به دين شمرده است .
و اين يعنى اينكه اينها بر اساس فطرت دين حق و صحيحى دارند ، و ليكن متأسفانه دين را بازيچه پنداشتهاند و آن را به هر طرف كه هواى نفسشان بخواهد مىگردانند و لازمهء اين امر هم فريب خوردن آنها از دنياست ، وقتى انسان نسبت به كامجوئى از لذّات مادّى افسار گسيخته شود ، همهء همّ و غمّ خود را صرف آن نموده ، نتيجتا از كوشش در