و در آخر به پيامبر خود مىفرمايد : از چنين قومى اعراض كن و بگو ، اختيار شما به من واگذار شده تا بتوانم از راه خيرخواهى شما را از تكذيبتان منع كنم ، من تنها مىتوانم شما را به حق دعوت كنم و در صورت عدم اجابت ، به شما عذاب شديدى را كه در كمين شماست هشدار دهم .
( 67 )
( لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ )
: ( و براى هر وعيدى وقتى مقرّر وجود دارد و به زودى خواهيد دانست ) ، اين آيه تهديد صريحى است از وقوع عذاب حتمى ، امّا اينكه چطور در تهديد مسلمين و خبر دادن از وقوع عذاب و تفرقهء كلمهء آنان ، خطاب را متوجّه مشركان كرده ، علّت اين است كه باعث همهء بدبختيهاى مسلمانان همين مشركان و منافقان بودند ، چون امّت واحده عينا مثل بدن واحدى هستند كه انحراف يك عضو آن ساير اعضاء را هم مبتلا مىسازد و معلوم است كه گناهان گذشتگان اين سوء عاقبت را براى امّت اسلام به بار آورده و آيندگان را گرفتار مىسازد ، و آيا گرفتارى امروز امّت اسلام در فلسطين يا شكست سابق آنان در اندلس جز در نتيجهء اختلاف و تفرقه و غوطهورى آنها در رفاه و ماديّت و مذلّات دنيوى و انحراف از راه خدا و شركت دادن مشركان در امورشان مىباشد ؟
( 68 )
( وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ )
: ( و هنگامى كه كسانى را كه از روى تمسخر در آيات قرآن گفتگو مىكنند ، مىبينى از آنها دورى كن تا آنكه به سخنى ديگر بپردازند و اگر شيطان اين مطلب را از ياد تو برد ، پس وقتى بيادت آمد ، برخيز و با آن قوم ستمگر منشين ) ، ( خوض ) به معناى در آب داخل شدن و عبور از آن است و استعارتا در قرآن در امورى استعمال شده كه دخول در آن زشت و ناپسند است ، مانند : غور در باطل و ذكر آيات حقّه پروردگار و استهزاء و تمسخر نسبت به آن .
و اينكه فرمود : از آنان دورى كن ، يعنى با آنان در عملشان شركت نكن و اگر در ميان