عنوان نتيجهء ديگر از بحث قبلى مىفرمايد : خداوند سريعترين حسابرسان است ، پس خدا حساب عمل مردم را از موقع مناسبش تأخير نمىاندازد و اگر به ظاهر فرصتى به شخص مىدهد ، در واقع امهال و استدراج است ، تا زمانى كه موقع مناسب فرا برسد و حجّت بر او تمام گردد .
( 63 )
( قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ )
: ( بگو چه كسى شما را از تاريكيهاى صحرا و دريا مىرهاند ، در حالى كه او را به زارى و پنهانى مىخوانيد و مىگوييد : اگر خدا ما را از اين شدائد برهاند ، البتّه از شكر گزاران خواهيم بود ) ، اى پيامبر بگو : چه كسى شما را از شدائد كه براى شما در خلال مسافرتهاى زمينى و دريائى مثل سرماى شديد و گرماى طاقت فرسا و باران و برف و برخورد با راهزنان و طوفان و ابر و باد و امثال آن مىرهاند ؟
بديهى است كه اين گرفتاريها اگر در شب پيش بيايند طاقت فرساتر خواهند بود ، لذا لفظ ظلمات را در آيه به كار برده است ، پس خداوند براى آنكه شدت گرفتارى و عموميّت آن را برساند ، عبارت ( ظلمات البرّ و البحر ) را ذكر نموده است ، امّا ( تضرع ) عبارت است از اظهار و علنى ساختن درماندگى و ( خفيه ) يعنى ( خفاء ) و نهان داشتن آن و اين دو كلمه به مقتضاى كوچكى و بزرگى مصيبت ، كاربرد دارند ، يعنى وقتى مصيبت كوچك و فردى است انسان در پنهانى خدا را مىخواند ، امّا وقتى مصيبت شدّت گرفت و نوميدى عارض گشت ، آنگاه بىپروا و علنى دست به شيون و زارى مىزند ، لذا خداوند نجات دهندهء انسان از هر مصيبت و گرفتارى است ، چه زمينى و چه دريايى ، چه كوچك و چه بزرگ .
و انسان در همه گرفتاريها خدا را مىخواند و وعده مىدهد كه اگر خدا نجاتش داد او را شكر گزارى نموده و ديگر پيرامون كفران نعمتش نگردد و اين وعده ، ريشهء اساسى در نهاد آدمى دارد و انسان در برخورد با انسانهاى ديگر براى جلب كمك و مساعدت آنها چنين وعدهاى را به آنها مىدهد و لذا اين عادت را در مورد توسّل به خداى تعالى