تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
استقرار صفت هدايت در نفس منافات دارد و مانع از تابش نور توحيد بر قلب و اشراق ثابت و دائم آن مىباشد ، و تنها با چنين نورى است كه مىتوان نتيجه گرفت و از آن بهره جست . ( 57 )
( قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ )
: ( اى پيامبر : بگو بدرستى كه من از ناحيهء پروردگارم ، بر حجّت آشكارى هستم كه شما آن را تكذيب مىكنيد ، آنچه شما در آن شتاب مىكنيد نزد من نيست ، حكم فقط از آن خداست ، او خود حق را بيان مىكند و خدا بهترين داوران است ) ، ( بيّنه ) به معناى راهنمايى با بيان روشن است كه به وسيلهء آن حقّ از باطل جدا گشته و به خوبى مىتوان بر آن وقوف يافت و مراد از ضمير ( ه ) در ( كذّبتم به ) قرآن است و مقصود از تكذيب ، تكذيب بيّنه‌اى است كه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم داراى آن است كه همان قرآن مىباشد و مىفرمايد : آن چيزى كه خدا رسالت مرا به آن تأييد نموده ، همانا قرآن است كه بينهء رسالت من مىباشد و شما آن را تكذيب مىكنيد و معجزهء ديگرى طلب مىكنيد كه من اختيار آن را ندارم و پروردگارم امر آن را به من واگذار ننموده ، لذا بين من و شما چيزى كه بر سر آن توافق كنيم وجود ندارد ، چون آنچه به من واگذار شده ، شما قبول نداريد و آنچه شما از من مىخواهيد به من واگذار نشده است . و آنگاه مىفرمايد : حكم فقط و فقط در اختيار خداست و غير خدا مستقلا هيچ كس حقّى در صدور حكم ندارد و تنها خداست كه حق را بيان مىكند و آن را از باطل جدا مىسازد و هموست كه به مقتضاى حق حكم صادر مىكند و حق را جارى مىسازد ، پس او بهترين حاكم و داور است . ( 58 )
( قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ )
: ( اى پيامبر بگو : اگر آنچه شما دربارهء آن شتاب مىكنيد نزد من بود ، هر آينه