ظاهر مىشود كه بنده توبه حقيقى نمايد و در دل كافر نباشد و اگر گناهى از او سر زد از سر جهالت باشد و بعد از ارتكاب هم توبه نموده و هم عمل صالح انجام بدهد ، در چنين صورتى است كه مغفرت و رحمت خداوند ظاهر مىگردد و تأثير مىنمايد و شخص مشمول عفو واقع مىشود ، كما اينكه در آيهء 16 و 17 سورهء نساء نيز به همين مطلب اشاره شده است .
( 55 )
( وَ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ وَ لِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ )
: ( و اينچنين آيات را تفصيل مىدهيم تا شايد بندگان به آن عمل نموده و راه گناهكاران هم آشكار گردد ) ، تفصيل آيات به معناى شرح معارف الهى و رفع ابهام از آنهاست .
پس آيهء كريمه مىفرمايد : اين گونه معارف الهى را شرح داده و از هم متمايز نموديم تا ابهامى كه عارض آنها شده از بين برود به جهت اغراض مهمّى ، كه از آن جمله آشكار شدن راه مجرمين و رسوائى آنهاست تا در نتيجه مؤمنان از راه آنها دورى كنند و راه مجرمين همان طريقهء انكار و عناد و اعراض از آيات الهى و كفران نعمت اوست .
[ آيهء ( 73 - 56 ) در معناى حقيقت فعل و حكم خداوند ]
( 56 )
( قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ )
: ( بگو من از اينكه چيزهايى را كه شما به غير از خدا مىخوانيد ، عبادت كنم ، نهى شدهام ، بگو من از هواهاى شما پيروى نمىكنم ، كه اگر چنين كنم گمراه شدهام و از هدايت شدهگان نمىباشم ) ، در اين آيه خداوند به رسول خود امر مىكند كه به مشركان خبر دهد كه خدا او را از پرستيدن شركاء و بتهايى كه آنها مىپرستند نهى كرده است و اين نهى به طور ضمنى نهى از بت پرستى آنان نيز هست و سپس به ملاك اين نهى اشاره مىكند و مىفرمايد : عبادت آن شركاء پيروى از تمايلات نفسانى است و من از پيروى هواهاى نفسانى شما نهى شدهام و آنگاه به سبب خوددارى از پيروى هواى نفس اشاره نموده و مىفرمايد : پيروى هوى ، ضلالت و خروج از زمره هدايت يافتگان است كه هدايت الهى شامل حالشان شده ، چون پيروى از هوا و هوس با