بين من و شما يكسره مىشد و خداوند به احوال ستمكاران داناتر است ) ، خداوند به پيامبر خود مىفرمايد : كه به آنها بگو اگر هم مىتوانستم خواستههاى بيجاى شما را عملى سازم و معجزهء پيشنهادى شما را جامهء عمل بپوشانم ( و حال آنكه معجزهاى كه به درخواست مردم باشد ، اگر بر هر پيامبرى نازل شود ، قطعا كار او و قومش را يكسره مىكند ) ، ناچار كار من و شما نيز يكسره گشته و يكى از ما دو طرف نجات يافته و ديگرى هلاك خواهد شد و معلوم است كه شما ستمكار هستيد و عذاب الهى هم تنها شامل حال ستمكاران خواهد شد و خداوند منزّه است از آنكه ستمكار را از غير او تميز ندهد و امر بر او مشتبه گردد و مرا به جاى شما عذاب كند ، پس به ناچار عذاب الهى شامل حال شما ستمكاران خواهد شد .
( 59 )
( وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ )
: ( و خزانههاى غيب در نزد خداست و هيچكس جز او آنها را نمىداند ، هر چه را در خشكى و درياست مىداند و هيچ برگى از درختان نمىافتد ، مگر اينكه او از افتادنش باخبر است ، و هيچ دانهاى در تاريكيهاى زمين ، و نيز هيچ تر و خشكى نيست ، جز اينكه در كتاب مبين است ) ، چون در آخر آيهء قبلى فرمود : خداوند به احوال ستمكاران داناتر است ، در اين آيه براى مزيد بيان مىفرمايد : خزانههاى غيب يا كليدهاى آن در نزد خداى سبحان است و كسى را جز او از آن آگاهى نيست و هر كوچك و بزرگى را مىداند و او قادر است كه هرگونه كه بخواهد تصرف كند و خدا در حكمش اشتباه نمىنمايد و هرگز در عذاب ستمكاران به اشتباه نمىافتد ، چون خدا به احوال آنها داناتر است و به هر وجه علم غيب منحصر به خداى تعالى است و علم او شامل هر چيز ، چه غيب و چه شهود مىگردد ، پس امورى كه در چهار چوب زمان قرار دارند ، قبل از اينكه موجود شوند ، نزد خدا ثابت بوده و در خزينههاى غيب او داراى نوعى ثبوت مبهم و غير مقدّر بودهاند ، اگر چه كيفيّت ثبوت آنها براى ما مبهم است و ما نمىتوانيم به آن