احاطه پيدا كنيم و چه بسا چيزهاى ديگرى نيز در آن عالم ذخيره و نهفته باشد كه از جنس موجودات زمانى نباشند ، پس خزينههاى غيب خدا شامل دو نوع غيب است :
اوّل ) ، غيبهايى كه پا به عرصهء ظهور و شهود گذاشتهاند ، دوّم ) ، غيبهائى كه از مرحلهء شهادت خارجند كه اين گروه دوّم را غيب مطلق مىناميم ، اگر چه آن گروه اوّل هم باز مرجعشان همان غيب مطلق است ، امّا آنها را در موقعى كه متعلق علم ما قرار نگرفتهاند ( غيب نسبى ) مىناميم .
پس غيبهايى كه در جملات بعدى به آنها اشاره مىكند همان غيب نسبى است مثلا افتادن برگ درختان يا دانههاى درون زمين اعم از اينكه رشد كنند يا فاسد شوند و همچنين همهء تر و خشكها ، امور محدود و مقدّرى هستند كه تعلّق علم به آنها محال نيست ، پس غيب مطلق نمىباشند ، بلكه به جهت كثرت آنها ، انسان از احاطهء به آنها عاجز مىباشد و گر نه احاطه به آنان محال نيست .
آنگاه بيان مىدارد كه همه اين امور در كتاب مبين قرار دارند ، يعنى اين امور هم از جهت غيبت و هم از جهت شهودشان در كتاب موجود مىباشند و به عبارت ديگر ( كتاب مبين ) عبارتست از همين عالم وجود كه همه موجودات را در خود جاى داده و يا شايد گفته شود كه اين موجودات تنها از جهت غيب بودن در آن كتاب مبين قرار دارند ، يعنى كتاب مبين چيز ديگرى است كه تمامى موجودات به نحو مخصوصى در آن نوشته شده و گنجانده شدهاند ، شاهد بر اينكه مراد همان معناى اول است ، اين است كه موجودات جهان دائما در حال حركت و دگرگونى هستند ، در حالى كه قرآن دلالت مىكند كه لوح محفوظ و امّ الكتاب و آنچه در آنهاست قابل تغيير و دگرگونى نيست .
پس كتاب مبين با خزانههاى غيب فرق دارد ، كتاب مبين چيزى است كه خدا آن را به وجود آورده تا ساير موجودات را ضبط نموده و آنها را بعد از بيرون شدن از خزائن و قبل از رسيدن به عالم وجود و همچنين بعد از آن و بعد از گذشتن دورانشان در اين عالم حفظ نمايد ، به هر صورت خداوند عالم به همهء موجودات و تقديرات و تعيّنات
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 622
مساهمون: فاطمه مشايخ
ص٦٢٢