رَحِيمٌ )
: ( و هنگامى كه ، كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو مىآيند به آنها بگو :
سلام بر شما ، پروردگار شما رحمت را بر خود واجب كرده كه هر كسى از شما كه از روى جهالت عمل زشتى مرتكب شود و سپس توبه كرده عمل صالح نمايد ، خداوند هم آمرزنده و رحيم است ) ، ( سلام ) دعاى به نجات و رهايى از هر بدى است براى كسى كه به او تحيّت مىگويند ، و معناى ( كتب ربّكم على نفسه الرحمة ) ، چنانچه سابقا بيان نموديم اين است كه خداوند رحمت را بر خود واجب كرده است و محال است كارى از كارهاى پروردگار داراى عنوان رحمت نباشد و ( اصلاح ) به معناى اتّصاف به صلاح است ، بنابراين اصلاح فعل لازمى است ، اگر چه در حقيقت متعدّى باشد .
و ارتباط اين آيه با آيهء قبلى روشن است ، چون در آن آيه نهى فرمود ، رسولخدا را از اينكه مؤمنين را از خود طرد نمايد و در اين آيه امر مىكند كه با ايشان ملاطفت نموده و بر آنان سلام كند و كسى را از آنان كه توبهء واقعى نمايد به مغفرت و رحمت خدا بشارت دهد تا دلهايشان گرم و اضطراب درونيشان مبدّل به سكون و آرامش شود .
پس آيه مورد بحث ، اولا ) : راجع به توبه است ، آن هم توبه از گناه ، نه توبه از كفر و شرك چون فرمود : ( من عمل منكم . . . ) .
ثانيا ) : ( جهالت ) در مقابل عناد ، لجاجت و تعمّد است ، چون كسى كه مؤمن باشد و هر صبح و شام پروردگارش را بخواند و در صدد جلب رضاى او باشد هرگز از روى عمد يا لجاجت گناهى مرتكب نمىشود ، بلكه اگر گناه كند از روى جهالت و دستخوش غضب و شهوت شدن است .
ثالثا ) : تأكيد مىنمايد كه توبه وقتى قبول مىشود كه توبه حقيقى باشد و شخص خود را اصلاح نمايد و وقتى به سوى خدا بازگشت ، ديگر خود را به پليدى گناه آلوده نسازد و گرنه ، توبهء زبانى صرف ، هرگز پذيرفته نمىشود و انسان را وارد بهشت نمىسازد .
رابعا ) : صفات فعليّه خداوند ممكن است حقيقتا مقيّد به زمان نشود ، مثلا در مورد رحمت گر چه خداوند رحمت بر بندگان را بر خود واجب كرده ، امّا اثر رحمت وقتى