حشر ، يعنى ، خوفى كه انسان را به يقين رهنمون مىشود ، منظور كسانى هستند كه از روز حشر بسوى پروردگارشان ، مىترسند و به آن يقين دارند و اگر چه كه انذار پيامبر عامّ است و شامل همهء مردم مىشود ، امّا انذار و بيم دادن تنها مفيد به حال كسانى است كه گوش شنوا دارند و از قيامت در دلشان بيم هست و سودى به حال كسانى كه معارض هستند و خود را بىنياز مىبينند ، ندارد ، چون همين ترس از عذاب دعوت پيامبر را به فهم مردم نزديك مىكند و مردم خدا ترس به حق نزديكترند و اميد ايمان آوردنشان بيشتر است ، لذا پيامبر بايد در انذار چنين كسانى اهتمام بيشترى به خرج دهد ، در ادامه ولايت و شفاعت را به طور كلى از غير خدا نفى مىكند و در بعضى آيات ديگر آن را مقيّد به اذن خدا مىنمايد ،
( مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ )
« 1 » ، ( كيست كه در درگاه او بدون اذنش شفاعت كند ) .
امّا اينكه در اين آيه مطلقا آن را نفى فرمود ، در واقع نفى شفاعت از بتها و معبودهاى خيالى است كه مشركان قائل بودهاند و اينكه فرمود : ( لعلّهم يتّقون ) يعنى آنها را انذار كن تا شايد از صفات جلالهء الهى مثل قهر و غلبه او بترسند و ايمان بياورند .
( 52 )
( وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ )
: ( و كسانى را كه در هر صبح و شام پروردگار خود را مىخوانند و در جستجوى رضاى او هستند از خود طرد مكن و بدان كه از حساب ايشان چيزى بر تو و از حساب تو چيزى برايشان نيست كه بدان سبب آنها را از خود برانى و در نتيجه از ستمكاران شوى ) ، از سياق برمىآيد كه مشركان از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم توقع داشتهاند كه افراد فقير و بيچارهاى را كه گرد پيامبر هستند از خود براند تا افراد غنى با رغبت ايمان بياورند ،
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيه 255 .