تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ )
: ( اى پيامبر بگو : من به شما نمىگويم كه خزائن خدا در نزد من است و نمىگويم كه علم غيب دارم و نمىگويم كه من فرشته هستم ، من جز آنچه را كه به من وحى مىشود پيروى نمىكنم ، بگو آيا كور و بينا يكسانند ، چرا تعقّل نمىكنيد ؟ ) ، شايد مراد از خزينه‌هاى خدا خزائن الوهيّت و تدبير و رحمت الهى باشد ، يعنى همان منبع فيض الهى كه هستى و آثار آن را به هر چيزى افاضه مىكند و نحوهء افاضه پروردگار به صورت كلمهء « كن » است كه از مقام عظمت و كبريايى الهى صادر مىگردد
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ )
« 1 » ، ( جز اين نيست كه امر او زمانى كه چيزى را اراده كند ، مىگويد : باش پس مىشود ) . و در جاى ديگر فرموده است
( وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ )
« 2 » ، ( هيچ چيزى نيست جز اينكه خزائن آن در نزد ماست و ما آن را جز به مقدار محدود و معيّن نازل نمىكنيم ) . پس منظور از خزائن الهى آن مقام از مقامات الهى است كه هر عطائى از آن مقام صادر مىشود بدون آنكه چيزى از آن كاسته شود يا به انتهاء برسد و يا متأثر گردد و اين مقام تنها از آن خداى سبحان است ، زيرا غير خدا حتّى اگر رسول او باشد ، وجود و كمالاتش محدود است و نمىتواند هيچ فقيرى را بىنياز ساخته و هيچ سائلى را راضى نمايد ، يا هيچ سئوالى را اجابت نمايد ، چون داراى كمال بىمنتهى و نامحدود نيست ، و مراد از ( لا اعلم الغيب ) اين است كه من در علم به چيزى از امور غيبى ، از خودم استقلالى ندارم و بدون وحى نمىتوانم علم به غيب پيدا كنم ، پس وحى دريچه‌اى به عالم غيب است ، ولى رسول در آن استقلالى ندارد ، به فرموده قرآن كريم
( عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ
هامش
( 1 ) - سوره ياسين ، آيه 82 . ( 2 ) - سوره حجر ، آيه 21 .