تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
آن اسباب بستگى دارد و آن اسباب مستقل در تأثير هستند و شيطان هم با القائات خود اعمالشان را بر ايشان موجّه جلوه داد و لذا به اعمال پليد خود و ظلمى كه به نفسشان مىكردند افزودند . ( 44 )
( فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ )
: ( پس وقتى آنچه را باعث تذكّرشان بود بكلّى از ياد بردند ، درهاى همه لذائذ مادّى را بر آنها گشوديم ، تا وقتى كه به آنها شادمان و سرگرم شدند ، ناگاه آنها را بگرفتيم ، پس آنگاه ايشان فرو مانده و خاموش گشتند ) ، يعنى هنگامى كه ضرورت توبه و تضرّع و رجوع به درگاه الهى را از ياد بردند ، آنگاه نعمتهاى دنيوى را تمام و كامل بر آنها عرضه نموديم و بدون هيچ اندازه‌گيرى يا منعى آنها را از همه لذائذ مادّى مانند مال و فرزند و سلامتى و آسايش و ارزانى و امنيّت و . . . بهره‌مند ساختيم ، تا زمانى كه به آنها مغرور شدند و خود را مستقل و بىنياز از پروردگار خود دانستند و آنچنان غرق در لذّتها و به آنها شادمان شدند كه خداى خويش را فراموش كردند ، آنگاه ناگهان عذاب خود را بر آنان نازل كرديم و آنها را گرفتار نموديم ، بطوريكه در آن زمان از شدّت اندوه و گرفتارى خاموش شدند و از ارائهء حجّت باز ماندند و اين همان استدراج الهى است ، يعنى وقتى كفّار تذكّرات الهى را فراموش كردند و از آنها اعراض نمودند ، آنگاه آنها را استدراج فرمود و از هر نعمتى به آنان ارزانى داشت و تمتّع از لذائذ مادّى را برايشان تكميل گرداند و در نتيجه فرح و سرور و غفلت كه از آثار تكميل نعمت است در دلهايشان پديد آمد و ناگاه در حالى كه كه ديگر هيچ عذرى نداشتند آنها را به عذاب خود دچار نمود و هلاكشان كرد . ( 45 )
( فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ )
: ( پس دنبالهء گروهى كه ستم نمودند قطع شد و ستايش مخصوص پروردگار عالميان است ) ، ( دابر ) دنباله‌اى است كه از پى چيزى مىرسد و معناى آيه چنين مىشود كه هلاكت و نابودى همهء ايل و