نمىتواند معجزهاى دالّ بر نفى الوهيّت خدايان ديگر نازل نمايد و اختيارات آنها را باطل كند و آنچه آنها را به اين امر تشويق مىنمود ، قول يهود بود كه دست خدا را در تدبير امور بسته مىدانستند ، دوّم ) : اينكه اينها نمىدانستند كه معجزاتى كه بر پيامبران نازل مىشود در صورتى به حال مردم مفيد است كه خداى تعالى خود آن را به پيامبرش نازل كند ( مانند عصاى موسى عليه السّلام و مرده زنده كردن عيسى عليه السّلام نه آنكه مردم آن را در خواست كنند ، چون سنّت پروردگار در معجزات درخواستى مردم چنين بوده كه اگر درخواست كنندگان در صورت ديدن آن معجزه ايمان نياورند ، خداوند آنها را بدون مهلت عذاب مىفرموده ، مانند : معجزات نوح ، هود ، صالح و امثال آن .
امّا خداوند به هر صورت قادر است كه هرگونه معجزهاى را نازل كند ، چون او صاحب قدرت مطلقه بوده و از هيچ امرى عاجز نيست و لذا از اسم جلالهء ( اللّه ) به جاى ( ربّ ) استفاده فرمود و الوهيّت مطلقه خداوند ، هرگونه معبود غير او را نفى مىكند ، امّا جهل آنها نسبت به مقام الوهيّت و جهل به اينكه نزول معجزه مورد تقاضايشان موافق مصلحتشان نيست ، باعث جرأت آنها به چنين درخواستى شده است كه باعث هلاكت تمامى آنها و نزول عذاب مىباشد ،
( قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ ، لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ )
« 1 » ، ( بگو اگر آنچه شما بر آن عجله مىكنيد نزد من بود ، هر آينه ميان من و شما كار يكسره مىشد و خداوند به احوال ستمكاران آگاهتر است ) .
( 38 )
( وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ )
: ( و هيچ جنبندهاى در زمين و هيچ پرندهاى كه با دو بال خود مىپرد در آسمان نيست جز اينكه آنها نيز مانند شما گروههائى هستند كه سرانجام همه به سوى پروردگارشان محشور ميشوند و ما در كتاب از هيچ چيزى
هامش
( 1 ) - سوره انعام ، آيه 58 .