طريق حق را انتخاب كنند و گرنه اگر تو بخواهى بوسيله سوراخى در زمين يا نردبانى در آسمان براى آنها معجزهاى بياورى تا آنها را مجبور به ايمان سازى ، اين عمل ، بطلان اختيار آنهاست و قرآن خود بزرگترين معجزه و آيه براى هدايت است و اگر خدا مىخواست بدون هيچ معجزهاى آنها را هدايت مىكرد ، ولى اين دخالت تكوينى خداوند باعث ابطال نظام خلقت ، كه بر اساس اختيار انسان است ، مىگرديد ، در حالى كه خداوند افاضه خود را به كسانى مىفرمايد كه با تقوى بوده و نفس خود را تزكيه سازند ، امّا كسانى كه از ذكر پروردگارشان رو گردانده و نفس خود را مهمل گذارند و مانع از كمال آن گردند ، اينها زيانكار خواهند شد و خدا آنها را هدايت نمىكند .
امّا ( نفق ) به معناى تونل و راه زير زمينى است و ( نفاق ) هم از همين ريشه است ، يعنى دخول در دين از درى و خروج از آن از درى ديگر .
و ( سلّم ) چيزى است كه در موقع خطر به وسيلهء آن مىتوان به مكانهاى بلند رفته و سلامت خود را حفظ نمود و آنگاه اين لفظ اسم شده براى هر چيزى كه وسيلهء بالا رفتن باشد .
( 36 )
( إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ )
: ( همانا منحصرا كسانى دعوت تو را اجابت مىكنند كه داراى گوش شنوا باشند و امّا مردگان را خدايشان برمىانگيزاند ، پس آنگاه همه بسوى او باز مىگردند ) ، اين آيه بيانى است از آيهء قبلى ، يعنى در ادامهء مطالب قبلى كه فرمود : تو نمىتوانى كفّار را از اعراضشان منصرف گردانى و بوسيلهء معجزهاى آنها را به ايمان هدايت كنى ، در اينجا مىفرمايد :
جهت آن اين است كه اينها مانند مردگان هستند ، شعور و گوش شنوا ندارند تا دعوت تو را بفهمند و اين مردمى كه با تو برخورد مىكنند ، دو گروهند ، گروه اوّل ) : زنده و شنوا كه اينها دعوت تو را اجابت مىكنند و گروه دوّم ) : مردگانى ناشنوا كه به صورت ظاهر زنده هستند و اين طائفه وقتى آگاه و شنوا مىشوند كه خداوند آنها را پس از مرگشان مبعوث كند و آنوقت است كه حق برايشان آشكار مىشود و مىشنوند آنچه را كه در دنيا قدرت