تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
نهار به معناى وقوع در ظرف عالم طبيعى است كه ادارهء آن بستگى كامل به وجود نور دارد ، پس شب و روز گهواره‌اى عمومى هستند كه عناصر بسيط عالم و مواليد حاصل از تركيب آنها همه در آن گهواره تربيت مىشوند و در آن مهد هر جزئى از اجزاى عالم به سوى غايت خود و تكامل مطلوبش سوق داده مىشود و خداوند با احاطهء عجيب و گستردهء خود هم آفريدگار شب و روز و هم ساكنين در آن دو است و مالكيّت حقيقى بر همه آنها از آن اوست و نظامى كه در پهنهء شگفت انگيز عالم جارى است بدست خداست و او شنواى گفتار و اشارات و داناى به اعمال و افعال و همچنين سعادت و شقاوتهايى است كه نفس ما كسب مىكند و چگونه دانا به جميع اينها نباشد و حال آنكه او همهء ما را در ملك خود و به اذن خود ايجاد فرموده و تمام اقوال و افعال ما مستند به اوست و لذا او به جميع آنها علم دارد ، پس ( سمع و علم ) شنوائى و دانايى عين ذات خدا هستند و سميع و عليم از صفات ذاتيه مىباشند و لذا متفرع بر امر ديگرى غير از ذات نمىشوند ، امّا نوعى شنوايى و دانايى هست كه از صفات فعليّه و خارج از ذات هستند و لذا ثبوتشان متوقف بر ثبوت متعلق است نه بر ذات مقدّس او ، نظير ( خلق ) و ( رزق ) و ( احياء ) و ( اماته ) كه متوقف بر وجود ( مخلوق ) و ( مرزوق ) و ( حىّ ) و ( ميّت ) مىباشند . و اين نوع علم از صفات فعلى خداست كه با تحقق فعل او متحقق مىشود نه قبل از آن پس آيه شريفه ، اولا ) : در مقام اين است ، كه از ملك خدا صفت شنوايى و دانايى خدا را نتيجه بگيرد . ثانيا ) : با استنتاج علم از ملك ، علم فعلى خدا را اثبات كند . ثالثا ) : اين آيه به منزلهء مقدمه‌اى است كه حجّت آيه قبلى را توضيح داده و تتميم مىكند ، چون ذهن با نظر ابتدايى متوجّه نمىشود كه مالكيّت خداوند نسبت به موجودات آسمانها و زمين مستلزم علم و شنوايى نسبت به احوال و اقوال آنهاست ، لذا مجددا مسأله مالكيّت را كه در آيه قبلى ذكر شده بود تكرار نموده و خاطر نشان مىسازد