كارى جز انجام اين دو وظيفه نكرده و پيرامون گفتار ناحق نگشته و مسئول اقوال كفر آميز ملّت خود نيست ، آنگاه مىفرمايد : تو صاحب مجد و عظمت و قدرت هستى و مىتوانى كه بندگان خود را به سبب اقوال و اعمالشان عذاب كنى ، چون تو مولاى آنان هستى و اختيار امر بندگان بدست توست و اگر هم بخواهى مىتوانى با ديدهء عفو و رحمت به آنان نظر كنى و اثر ظلم عظيمى كه نمودهاند محو سازى و از آنان درگذرى ، چون تو داراى عزّت و حكمت هستى و اقدام بر امرى نمىكنى كه اقدام در آن سزاوار نباشد ، پس به سبب همين عزّت و حكمتت مىتوانى گناه و ظلم را هر چه هم بزرگ باشد ببخشى و مجالى براى هيچ اعتراضى بر تو نيست .
( 119 )
( قالَ اللَّهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ )
: ( خداوند فرمود : اين روزى است كه راستگويى راستگويان آنان را سود مىبخشد ، براى آنان بهشتهايى است كه در زير آنها نهرها جارى است و آنها در آن جاودانه خواهند بود و خدا از آنها راضى است و آنها هم از خدا راضى هستند ، اين رستگارى بزرگ است ) ، اين جمله در مقام تصديق گفتههاى عيسى بن مريم عليه السّلام است ، امّا نه به صراحت ، بلكه به كنايه ، چون قرينهء مقاميه مطلب را مىرسانده احتياجى به تصريح نبوده است و مراد از ( صدق صادقين ) صداقت ايشان در دنيا است نه در آخرت ، چون آن بهشتها ، پاداشى است از طرف خداى تعالى در برابر صداقت ايشان در دنيا و نفعى هم كه فرمود ، عايد آنها مىشود ، همين جنّات است ، چون در آخرت تكليف نيست و پاداش هم فرع تكليف است ، آخرت تنها جاى حساب و پاداش و دنيا تنها جاى عمل و تكليف است ، پس صادقين در دنيا ، در آخرت از بهشتهاى جاودان بهرهمند مىشوند و براى آن صداقتى كه در دنيا از خود نشان دادند خداوند از آنها خشنود است و آنها هم از خدا خشنود هستند ، به جهت ثوابهايى كه به آنان مرحمت مىفرمايد .