تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
و آنگاه مىفرمايد : همانا تو علّام الغيوب هستى و اين عبارت براى رفع توهّم اين مطلب است كه علم خدا تنها منحصر است به ما بين او و بنده‌اش مسيح و شامل هر چيزى نمىشود ، در حالى كه علم تامّ به جميع غيبها و امور پنهانى منحصرا از آن خداى عالم است ، از آنجا كه همه اشياء در نزد پروردگار حاضرند و او به آنها احاطه دارد ، لذا علم او محيط بر همه اشياء و عوالم است و علمى كه خداوند به غير خودش بدهد به اين صورت است كه مشيّت خدا تعلق گرفته كه آن شخص را به بعضى از امور غيبى احاطه دهد و اين موهبت و ملكى است كه خدا به آن شخص ارزانى داشته ، بدون اينكه بوسيلهء اين علم از ملك خدا خارج شود
( وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ )
« 1 » ، ( و به چيزى از علم او احاطه نمىيابيد ، جز به آنچه او بخواهد ) . ( 117 )
( ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ )
: ( من به آنها چيزى جز آنچه تو به من امر كردى نگفتم ، و آن اين بود كه خدا را كه پروردگار من و شماست بپرستيد ، و تا در ميان ايشان بودم شاهد اعمالشان بودم و پس از اينكه مرا بسوى خود فرا خواندى تو خودت مراقب و شاهد بر آنان بودى و تو بر هر چيز شاهد هستى ) ، مسيح عليه السّلام پس از آنكه نسبت مزبور را از راه نفى سبب از خود نفى فرمود ، اينك مجددا از راه بيان وظيفه‌اش و اينكه او در وظيفهء خود تخطّى نكرده آن نسبت را نفى نموده و عرض مىكند ، من به آنان جز آنچه را كه تو به من دستور دادى نگفتم و كلام خود را براى افادهء حصر به طريق نفى و اثبات بيان نموده و با جمله ( اعبدوا اللّه ربّى و ربّكم ) وظيفهء خود را تفسير كرده و خداى خود را توصيف نموده تا كمترين شائبه‌اى در اينكه او بنده‌اى فرستاده از جانب پروردگارش و پروردگار همه مردم است كه
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 255 .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 566 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر