تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
معبود و إله غير از قول به الوهيّت است ، مگر آنكه از باب التزام ، همان معنا را برساند ، يعنى لازمه إله گرفتن قول به الوهيّت باشد . و اتخاذ معبود در صورتى صدق مىكند كه عبادت و خضوع عبادى واقع شود ، كما اينكه پروردگار مىفرمايد :
( أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ )
« 1 » ، ( آيا ديدى آن را كه هواى نفسش را معبود خود قرار داده بود ) . و نصارى معتقدند كه مريم داراى سلطهء غيبيّه است و امكان دارد كه در دنيا و آخرت به تنهايى يا بواسطهء پسرش واسطهء نفعى يا ضررى باشد و تنها فرقه پروتستان هستند كه منكر الوهيّت عيسى و مادرش مىباشند و اينها چند قرن پس از اسلام پيدا شدند ( 1958 ميلادى ) آنگاه عيسى عليه السّلام در جواب مىگويد : خدايا تو منزّه و پاك از اين گونه سخنان هستى و ادب عبوديّت را به جا مىآورد و مىگويد : شايستهء من نيست كه چنين مطلب ناحقّى را بگويم و مسيح با اين عبارت در يك جمله دو مطلب را نفى كرده ، اوّلا ) : اينكه اين گفتار صحيح و حق باشد و ثانيا ) : اينكه مسيح مجاز در گفتن آن باشد و لذا فعل را با نفى سببش نفى نموده است . در عبارت بعدى نفى ديگرى است براى آن گفتارى كه صدورش از مسيح سئوال شده ، در اينجا هم صريحا آن را نفى نكرده ، لازمه‌اش را كه همان علم خداى تعالى باشد نفى نمود ، چه لازمهء صدور آن قول از مسيح اين است كه خداى متعال عالم به آن باشد ، چون او خدايى است كه هيچ چيز در آسمانها و زمين بر او مخفى و پوشيده نيست ، آنگاه در جملهء بعد ( تعلم ما فى نفسى . . . ) علم خداى خود را از اينكه دستخوش جهل و آميخته با آن گردد منزّه نموده است و اين كلام اگر چه خود ثناى ديگرى است ، امّا غرض از اين كلام در اينجا ، ثناء و ستايش نيست ، چون مقام ، مقام ستايش نبوده ، بلكه مقام تبرّى از نسبتى است كه به وى داده شده است .
هامش
( 1 ) - سوره جاثيه ، آيه 23 .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 565 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر