ايمان و يارى تو فرا خوانديم و اينكه آنها گفتند : ايمان آورديم ، اين ايمان غير از ايمان اوّلى است و اين گفتگو زمانى واقع شده كه عيسى عليه السّلام از آنها بوى كفر استشمام كرده و لذا بايد اين احساس در اواخر ايّام دعوت او باشد و اين دعوت براى ميثاق گرفتن بر يارى دين خدا بوده نه براى اصل ايمان به خدا و لذا آيه با جمله
( وَ اشْهَدْ بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ )
، كه اعلام تسليم در برابر خدا به اقامهء دعوت و تحمّل مشقّت در راه او است ختم شده است و بديهى است كه اين تسليم و تحمّل زحمت بعد از اصل ايمان است .
[ آيهء ( 115 - 112 ) دربارهء انزال مائده ]
( 112 )
( إِذْ قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ قالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ )
: ( هنگامى كه حواريّون گفتند : اى عيسى پسر مريم ، آيا پروردگار تو مىتواند مائدهاى از آسمان بر ما نازل كند ، عيسى فرمود : اگر مؤمن هستيد از خدا پروا كنيد ) ، اينجا مراد از استطاعت ، قدرت بر انجام فعل نيست ، چون بعيد به نظر مىرسد كه اين چنين كلامى از حواريين كه اصحاب مسيح و شاگردان و خواصّ و ملازمين او بودند صادر شود و حال آنكه اينها از انوار علم و معارف آن حضرت اقتباس مىنمودند و از آثار و آدابش پيروى مىكردند و اقلّ مراتب ايمان در آدمى اين تأثير را دارد كه بفهمد خدا بر هر امرى قادر است و عجز و زبونى در ساحت قدس ربوبى راه ندارد ، پس ( استطاعت ) در اينجا كنايه از ( اقتضاى مصلحت ) و ( وقوع اذن و رخصت ) مىباشد .
و ( مائده ) سفره و خوانى را گويند كه در آن طعام باشد و هم به خود غذا و هم به طبق آن مائده گفته مىشود و ( مادنى ) يعنى به من غذا داد .
و اين درخواست آنها چنان كه گفتيم نه از روى بىادبى و نه به جهت تشكيك در قدرت پروردگار و يا به جهت تمسخر عيسى عليه السّلام نبود و نه به جهت آنكه وعيد باشد براى عدهّاى از آنها كه بعد از نزول اين معجزه آشكار كفر ورزيدند ، بلكه معجزات و آيات ، مؤيد انبياء و پيامبران در دعوت آنها مىباشد ، و مراد از معجزات اتمام حجّت بر عليه