داشتند آن دو شاهد را بازداشت كنند تا پس از نماز بر صدق شهادت خود سوگند ياد كنند و نزاع خاتمه يابد .
و سوگندى كه مىخورند بدين طريق است كه مىگويند ، ما از شهادتى كه مىدهيم سود مادّى در نظر نداريم ، اگر چه وصّى خويشاوند ما باشد ، و بدست آوردن سود مادّى بوسيله شهادت به اين است كه شاهد به منظور رسيدن به منفعتى از قبيل مال و جاه يا اقناع و عواطف قرابت در شهادت خود از راه حق منحرف شود و شهادت خود را به ازاى اين غرضهاى مادّى كه بهايى كم و بىارزش است ، بدل كند و همچنين اينكه بگويند ما كتمان شهادت خدا را نمىكنيم ، معنايش اين است كه ما شهادت بر خلاف واقع نمىدهيم ، چون در حقيقت شهادت در اصل ، حقّ خداوند و ملك اوست و اين حقّى است كه خداوند آن را در بين بندگان خود مقرّر فرموده و بر ايشان واجب است كه آن را آنچنانكه هست ، بدون تحريف اقامه كنند ، چون در غير اين صورت گنهكار و مستحق عقاب خواهند بود .
( 107 )
( فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً فَآخَرانِ يَقُومانِ مَقامَهُما مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيانِ فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَ مَا اعْتَدَيْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ )
: ( پس اگر معلوم شد سوء ظنّ آنها به جا بوده و آن دو مرتكب خيانت شدهاند دو نفر ديگر از اولياى ميّت كه آن دو شاهد عليه آنان شهادت داده بودند ، بعد از ردّ شهادت آنان شهادت مىدهند و سوگند مىخورند كه شهادت ما از شهادت آن دو به حق نزديكتر است و ما در اين شهادت خود تجاوز نكردهايم و مىدانيم كه اگر چنين تجاوزى بكنيم هر آينه از ستمكاران خواهيم بود ) ، پس اگر حاصل شد و بدست آمد كه اين دو شاهد از اهل كتاب دروغ گفتهاند و خيانت كردهاند و لذا گنه كارند ، در اين صورت اولياى ميّت دو شاهد عادل اقامه كنند كه اين افراد دروغ گفتهاند و آن دو نفر شاهد ورثه ميّت به خدا قسم ياد كنند كه شهادت ما بر دروغ و خيانت اينها ، به حق نزديكتر است از شهادت دروغى و ادّعاى آنها بر امر وصيّت و ما در اين شهادتى كه بر