عالم صحيح و بر حق است ، امّا تقليد جاهل از جاهل ديگرى مانند خود ، باطل و مذموم است و عقلاء اين چنين تقليدى را نمىپذيرند ، چون عقل رجوع جاهل به جاهل را مباح نمىداند ، زيرا اين روش در حقيقت پيمودن راهى پر مخاطره است و سنّت حيات اجازه نمىدهد انسان طريقهاى را سلوك كند كه در آن ايمنى از خطر نيست و قيد ( لا يهتدون ) براى تكميل حجّت بر آنهاست تا بفرمايد : مذموم بودن تقليد جاهل از جاهلى مثل خود ، وقتى است كه دوّمى حقيقتا جاهل باشد و بين او و مقلّدش هيچ امتيازى نباشد ، امّا اگر آن مقلّد جاهل خود پيرو يك راهنما و شخص عالم باشد ، تقليد از چنين جاهلى قبيح نيست ، امّا قرآن مىفرمايد : پدران آنها نه تنها جاهل هستند ، بلكه توسط هيچ فرد آگاه و عالمى هدايت هم نشدهاند ، لذا تقليد از آنها به هيچ وجه جايز نيست .
[ آيهء 105 ) در باب هدايت و ضلالت ]
( 105 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ )
: ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد بر شما باد مراقبت از نفس خودتان ، چون زمانيكه شما هدايت شديد گمراهى گمراهان به شما ضررى نمىرساند و بازگشت همه شما به سوى خداست ، پس او شما را به آنچه عمل مىكرديد آگاه مىكند ) ، يعنى مراقب و مواظب نفس خودتان باشيد تا در طريق سلوك به سوى غايت گمراه نشويد و طريقهء مؤمن طريقى است كه او را به پروردگارش مىرساند و آن همان طريق هدايت و منتهاى سعادت اوست .
در اين صورت هدايت مىشويد و ديگر گمراهى گمراهان ضررى به شما نمىرساند ، چون هدايت و ضلالت هر يك در سلوك طريق حاصل مىشوند ، زيرا همه راههاى پيموده شده اهل هدايت يا اهل گمراهى تمامى در نهايت به خدا منتهى مىگردد ، چون او غايتى است كه فطرت انسان طلب مىكند ، پس اگر انسان طريق هدايت را برود به رستگارى و فلاح مىرسد و اگر راه ضلالت را برود به زيان و خسارت مبتلا مىگردد ، لذا بر مؤمن واجب است كه نفس خود را به امور مهمّه مشغول بدارد و متمسك به دين