حسب ترتيب را مىرساند نه به حسب زمان و مراد از كفر در اين آيه كفر به احكام است ، چون سياق آيه نهى از سئوالاتى است كه مربوط به متعلقات احكام و قيود شرايع بوده و چون اين سئوالات مستلزم دشواريهايى در دين مىگردد ، به قسمى كه نفوس از دين گريزان مىشوند ، لذا موجب كفر به آن احكام مىگردد و اگر چه در قرآن اسمى از آن قوم برده نشده ، امّا داستانهايى در قرآن هست كه مىتوان آنها را با اين مورد تطبيق نمود ، مانند داستان مائده نصارى يا بقرهء يهود و يا اقوام ديگر .
[ آيهء ( 104 - 103 ) ردّ احكام راجع به بعضى حيوانات ]
( 103 )
( ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ )
: ( خداوند براى بحيره و سائبه و وصيله و حام ، حكمى مقرّر نفرموده ، امّا كافران بر خداوند دروغ بستند و بيشتر آنان تفكر و تعقّل نمىكنند ) ، اين چهار قسم چهار پايانى هستند كه مردمان جاهليّت براى آنها احتراماتى قائل بودهاند و به همين منظور احكامى براى آنها جعل كرده بودند و خداوند در اين آيه مىفرمايد : اين احكام از ناحيهء ما نيست ، امّا ( بحيره ) ماده شترى است كه پنج شكم زائيده باشد و شكم پنجم آن نر باشد و گوشهاى اين بچه شتر را پاره كرده و شكاف فراخى به آن مىدادند و بر پشت آن سوار نمىشدند و آن را نمىكشتند و از باب احترام از هيچ آب و علفى او را منع نمىكردند و ( سائبه ) شترانى بوده كه خود بدست خود به سبب نذر آن را مانند بحيره از كار معاف مىكردهاند و يا در راه خشنودى و جلب رضايت بتها و به منظور تقرّب به آنها آزاد مىشدهاند و همه منافع آنها را به مصرف فقرا مىرساندند .
امّا ( وصيله ) گوسفندى است كه اگر بره ماده بزايد آن را نگه مىدارند و اگر نر مىزاييد آن را وقف بتهاى خود مىكردند و اگر دوقلو مىزاييد كه يكى نر و يكى مادّه بود هر دو را براى خود نگه مىداشتند و مىگفتند : برّهء مادّه به برادرش متصّل است و بعضى ديگر مىگويند كه وصيله در مورد بزى است كه هفت شكم مىزاييد و اگر شكم