تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
سخن با مؤمنين عهد رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بوده و غرض نهى از سئوالات معيّنى است ، ليكن از علّتى كه از آيه براى نهى استفاده مىشود بدست مىآيد كه آيه سئوالات غير مورد غرض را كه مشمول عفو خداوند شدند نيز شامل مىشود و در نتيجه سئوال از هر چيزى كه خداى متعال دريچه اطلاع از آن با اسباب عادى را به روى مردم بسته ، ممنوع شده است ، زيرا خطرى كه در سئوال از اين گونه امور است منحصر در سئوالات اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم نيست ، پرسش از روز مرگ خود يا مثلا روز مرگ دوستان يا عزيزان يا پرسش از زوال ملك و عزّت ، هميشه مظّنهء هلاك و بدبختى است و چه بسا همان جستجو و كنجكاوى خود باعث هلاكت و بدبختى شود ، چون خداوند در نظام خلقت بر اساس حكمت امورى را بر آدميان آشكار و امور ديگرى را پنهان داشته است و جستجو براى آشكار شدن امور مخفى باعث اختلال نظام مىگردد . لذا برگشت مفاد آيه به اين است كه اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم درباره چيزهايى كه شريعت او از آنها ساكت است و خدا هم از روى عفو و آسانگيرى و تخفيف بر بندگان متعرض بيان آنها نشده سئوال نكنيد ، زيرا آنها خصوصياتى هستند كه سئوال از آنها در حين نزول قرآن ، موجب مىشود كه پاسخ آنها نازل شود و باعث ناراحتى و اندوهتان گردد ، پس جملهء ( و ان تسئلوا عنها حين ينزل قرآن . . . ) نهى قبل را كامل مىكند نه اينكه نهى را از سئوالات در حين نزول قرآن بردارد و جملهء ( عفا اللّه عنها ) در مقام تعليل نهى از سئوال است و در خاتمه مىفرمايد : اگر خداوند از اين گونه سئوالات نهى فرمود ، از باب رحمت و عفو و مغفرت بوده است ، چون خدا آمرزنده و بردبار است . ( 102 )
( قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ )
: ( به تحقيق گروهى قبل از شما اين قبيل سئوالات را كردند و آنگاه نسبت به آن كافر شدند ) ، مىفرمايد : قبل از شما هم قومى اينچنين سئوالاتى را نمودند ، مانند يهود كه دربارهء اوصاف گاو از موسى عليه السّلام سئوال كردند و امر خود را دشوار و پيچيده نمودند و كلمهء ( ثمّ ) افادهء تراخى و بعديّت به