تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
هفتم او نر بود آن را در راه خدايان خود مىكشتند و گوشتش را تنها براى مردان حلال مىدانستند و اگر مادّه بود آن را داخل گوسفندان نموده و ذبح نمىكردند و اگر دوقلو مىزاييد هيچكدام را ذبح نمىنمودند . و امّا ( حام ) اگر مادّه شترى از صلب و نطفهء شتر نرى ده شكم بچّه مىآورده آن شتر را مبارك شمرده و پشتش را محترم دانسته و بر آن بار نمىگذاشتند و سوارش نمىشدند و از هيچ آب و علفى او را منع نمىكردند و بعضى آن را شتر نرى مىدانند كه تا دوران بلوغ فرزند زادهء خود زنده مانده و او را آبستن سازد . به هر تقدير آيه شريفه در مقام نهى چنين احكامى از ساحت مقدّس پروردگار است و اين گونه احكام خرافى را ناشى از جهل و قرار داد كافران مىداند و مىفرمايد : اينان اين احكام را به دروغ به خدا نسبت مىدهند و خدا چنين احكامى وضع نكرده است و اينها خود در افتراهاى خود اختلاف دارند و اين اختلاف ، سند نادانى آنهاست و بيشترشان از روى نادانى اين احكام را پيروى مىكنند ، امّا پيشوايان و زمامداران معاند آنها حق را مىدانند و دانسته و فهميده به خدا افترا مىبندند . ( 104 )
( وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ )
: ( و هنگامى كه به آنها گفته مىشود كه به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى رسول روى آوريد ، مىگويند : ما را آنچه بر آن پدران خود را يافتيم كفايت مىكند ، اگر چه پدرانشان چيزى نمىدانستند و هدايت نشده بودند ) ، يعنى شأن رسول خدا ابلاغ و پيام رسانى بوده و دعوت او دعوت به حق است و خود دعوت او هم جز صدق و حق نيست ، چون حقّ عبارتست از راستى كه هيچ دروغى در آن راه نداشته باشد و از آنجا كه ادعاى آنها دروغ و جهل است ، قهرا دعوت پيامبر عين صدق و علم و حق مىباشد ، امّا آنها گفتار را نپذيرفته و در ردّ فرمايش او به تقليد كوركورانه از پدرانشان استدلال مىكردند و بايد دانست كه تقليد جاهل از