چند كه زيادى ناپاكان شما را به تعجّب وا دارد ، پس اى خردمندان از خدا بترسيد ، شايد كه رستگار شويد ) ، يعنى مقام و منزلت پاك سرشتان به حسب فطرت از بد سرشت و ناپاك بالاتر است و زيادى و كثرت بد سرشتى و ناپاكى ، خبيث را از طيّب بهتر نمىكند ) ، پاكى و ناپاكى دو وصف حقيقى و دو حقيقت خارجى هستند براى اشياء و اگر در اعتباريات به كار روند در حقيقت به صورت مجازى به كار رفتهاند .
پس تقوى به سبب آنچه كه از شرايع الهى به آن تعلّق مىگيرد مبتنى بر طيّب بودن يا خبيث بودن تكوينى است ، يعنى چون دين خداوند به زندگى طيّب و پاكيزه دعوت مىكند و انسان فطرتا به پاكى مايل و از ناپاكى گريزان است ، لذا خداوند جز طيّبات را حلال نكرده و جز خبائث را تحريم ننموده است ، پس قواعد دينى ناشى از صفات تكوينى اشياى عالم هستند و انسان عاقل و خردمند به حسب فطرت به پاكيها علاقهمند و از ناپاكيها گريزان است ، پس اى خردمندان با عمل به قوانين و شرايع الهى از خداوند بترسيد ، شايد كه به سعادت دنيا و آخرت برسيد ، لذا انسان عاقل به مقتضاى فطرت مىداند كه پاك از ناپاك بهتر است و بايد در زندگى خويش خير را بر شرّ ترجيح دهد و از خداى سبحان پرهيز نموده و راه الهى را بپيمايد و هيچگاه از اينكه اكثر مردم از راه خدا منحرف شدهاند فريب نخورد و مانند آنان آلودهء رذايل نشود ، بلكه اگر در برابر اكثريّت ، استوار ايستاد ، اميد فلاح و رستگارى براى او هست .
[ آيهء ( 102 - 101 ) نهى از سئوال دربارهء امور غيبى ]
( 101 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ )
: ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از چيزهائى كه اگر بر شما ظاهر شود ناراحت مىشويد ، سئوال نكنيد و اگر هنگام نزول قرآن از آنها بپرسيد بر شما معلوم مىشود و خداوند آنها را مىبخشد و خدا آمرزنده و بردبار است ) ، اين آيه مؤمنين را نهى مىكند از اينكه از چيزهايى سراغ بگيرند و مطالبى را از پيامبر بپرسند كه اگر برايشان آشكار نشود ناراحت مىشوند و اگر چه روى