ايمان آوردهايد ) ، اين تكرار و تأكيد آيه سابق است و امر بعد از تحذير و نهى دلالت بر جواز مىنمايد و خوردن به معناى تغذيه كردن يا مطلق وجوه تصرف در نعم الهى است و شايد مراد از اكل همان خوردن به معناى واقعى خود باشد و سبب نزول اين دو آيه اين بود كه بعضى از مؤمنان در روزهاى نزول اين دو آيه بعضى از خوردنىهاى طيّب را بر خود حرام كرده بودهاند ، لذا خداوند به آنها امر مىكند كه از خدا پروا داشته باشند ( همان خدايى كه به او ايمان دارند ) و تسليم اوامر پروردگار باشند .
( 89 )
( لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ ذلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمانِكُمْ إِذا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَيْمانَكُمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ )
: ( خداوند شما را به سبب قسمهاى لغو و بيهودهتان مؤاخذه نمىكند ، امّا از قسمهايى كه با آن عهد و پيمانى بستهايد مؤاخذه مىكند ، پس كفّاره آنها روزى دادن ده مسكين است از غذاهاى متوسطى كه به خانوادهء خود مىخورانيد يا از لباسى كه به آنان مىپوشانيد و يا آزاد كردن بندهاى است ، پس كسى كه استطاعت ندارد كه اين كفّاره را بدهد سه روز روزه بگيرد ، اين كفّارهء قسمهاى شماست ، هنگامى كه سوگندى خورديد ، قسمهايتان را حفظ كنيد و به آنها پايبند باشيد و آنها را مشكنيد و خداوند اينچنين آيات خود را براى شما بيان مىكند ، باشد كه شكر گزارى كنيد ) ، ( لغو ) چيزى را مىگويند كه اثرى از آثار عملى بر آن مترتّب نشود و ( ايمان ) جمع يمين به معناى سوگند است و يمين به معناى ، قسم استعاره است از يمين به معناى دست به اعتبار كارهايى كه شخص معاهد و صاحب قسم انجام مىدهد و سوگند لغو منظور قسمهاى بيهوده است كه عادتا مردم بر زبان جارى مىسازند ، امّا سوگندهايى كه به منظور عقد و التزام به عملى و يا ترك آن بر زبان جارى مىشود ، مثلا گفته مىشود « وّ اللّه فلان عمل نيك را انجام مىدهم » و يا « به خدا فلان عمل زشت را ترك