مالك نفع و ضررى نيستند و نمىتوانند بديها را از خود دور كنند ، چه رسد كه بخواهند پيروان خود را از شرور دور نمايند و هر معبودى غير خدا خود محتاج به خداوند است و مملوك اوست و قدرت و اختيارى از خويش ندارد ، پس چگونه شايسته پرستش مىباشد ؟ و چگونه در كنار پروردگار و شريك او محسوب مىشود ؟ لذا عقل حكم مىكند كه عبادت تنها شايسته پروردگار يكتاست و اوست خدايى كه عبادت و دعا را مىشنود و جواب مىگويد و اوست كه حاجات بندگانش را مىداند و از آنها غافل نمىشود و بديها را از آنان دفع مىكند .
( 77 )
( قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ )
: ( بگو اى اهل كتاب ، در دين خود غلّو و زياده روى به ناحق نكنيد و از هوسهاى پيشينيان كه قبلا گمراه شدند و عدهء زيادى را هم گمراه كردند و از طريق ميانه منحرف شدند ، پيروى نكنيد ) ، ( غلّو ) يعنى افراط و زياده روى و تجاوز از حدّ و مىفرمايد : دين خدا را كه امر به توحيد مىكند با زياده روى خود منحرف نكنيد و نگوييد اللّه خداى پدر است و مسيح يا عزير پسر او هستند ، ايجاد و تربيت هر دو به عهدهء خداست ، از هوا و هوسهاى اقوام پيشين كه بت پرست و مشرك بودند و هم خودشان گمراه بودند و هم بسيارى از مردم را گمراه كردند پيروى نكنيد ، چون همين عقيده به پدر و پسرى در مورد خدا و پيامبرانش نتيجه همان افكار بت پرستان است و اينكه انسان هم خودش گمراه باشد و هم ديگران را گمراه كند گمراهى فوق گمراهى است .
و از حضرت على عليه السّلام منقول است كه ( ابتداى دين معرفت خداست و كمال معرفت او تصديق به وجود اوست و كمال تصديق به او يگانه دانستن اوست و كمال توحيد و يگانگى او خالص شدن براى اوست و كمال اخلاص براى او نفى صفات از اوست ، چون هر صفتى شهادت مىدهد كه غير از موصوف است و هر موصوفى شهادت مىدهد كه