معناى امتحانى است كه شخص بىخبر را مغرور سازد يا مطلق شرّ و بلا ( عمى ) ( كورى ) در اينجا به معناى نداشتن چشم حق بين و تميز ندادن ميان خير و شرّ و ( صمم ) به معناى كرى است و در اينجا مراد نشنيدن پند و موعظه و بىاعتنايى نسبت به نصيحت مىباشد .
اين كورى و كرى آنها معلول پندار غلط آنها بود كه خيال مىكردند امتحانى در كار نيست و اين پندار هم خود معلول آن بود كه اينها براى خود فضيلت و كرامت قائل بودند و مىگفتند ما از شاخههاى شجرهء يعقوب هستيم ، پس پسران خدا و دوستان اوئيم و به همين جهت عذابى براى ما نخواهد بود و به همين سبب كارشان به جايى رسيد كه ديگر نمىتوانستند حق را ببينند و يا از شنيدن مطالب حق برخوردار شوند ، سپس خداوند با نظر رحمت خود بسوى آنان بازگشت و آنها از كرى و كورى بدر آمدند و اهل تقوى و حق شدند و مواعظ انبياء را شنيدند و حق را شناختند و فهميدند كه صرف اسماء و القاب باعث رستگارى و سعادت نمىشود ، امّا باز بعد از مدّتى بيشتر آنها دچار غفلت و كرى و كورى از درك حقيقت شدند و خداوند بصير است ، لذا هيچ چيز از نظر او پنهان نمىماند و نسبت به اعمال بندگانش آگاهى كامل دارد و هيچ چيز او را از درك حقيقت باز نمىدارد .
( 72 )
( لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ )
: ( به تحقيق كسانى كه گفتند : خدا همان مسيح پسر مريم است كفر ورزيدند و مسيح خود به بنى اسرائيل گفت : اى بنى اسرائيل ، اللّه پروردگار من و شماست ، او را بپرستيد و همانا هر كس به خدا شرك بورزد به تحقيق خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و جايگاهش آتش است و ستمكاران ياورانى نخواهند داشت ) ، اين آيه در صدد بيان اين مطلب است كه نصارى هم مانند يهود به نصرانيّت خود دلخوش بودند و خيال مىكردند انتساب آنها به مسيح مانع از كافر شدن و عذاب آنها مىشود ،