مىشود ( قرب مكانى ، قرب نسبى ، قرب دوستى ، قرب حاصل از نصرت و يارى ، قرب از جهت اعتقادى ) و ولايت يعنى نصرت و تولّى و سرپرستى امر و به عهده گرفتن كار ، پس ولايت يك نوع قرب است كه باعث و مجوّز نوع خاصّى از تصرّف و مالكيّت تدبير مىشود و به همين معنا حاكم ، ولىّ مردم است ، چون در بين آنها حكم مىكند ، حال هر قدر كه منطقهء حكومت او وسيعتر باشد ولايت او گستردهتر مىباشد .
امّا از سياق آيه استفاده مىشود كه ولايت نسبت به خدا و رسول و مؤمنين به يك معنا مىباشد ، امّا ولايت الهى به دو گونه است :
1 ) - ولايت تكوينى ( حقيقى ) ، خدا مالك مطلق همه مخلوقات و داراى قدرت تصرف در ميان آنهاست و تدبير امور خلق بدست اوست .
2 ) - ولايت تشريعى يا اعتبارى كه به تشريع شريعت و هدايت و ارشاد و توفيق و امثال اينها از امور دينى مردم باز مىگردد .
و ولايت رسول ولايت تشريعى و قيام به شريعت و دعوت به دين و تربيت امّت و حكومت بين آنان و قضاوت در ميان آنهاست كه همه اينها از شئون رسالت ايشان مىباشد ، پس همانگونه كه اطاعت از خدا بدون قيد و شرط واجب است ، اطاعت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم هم اطاعت از خداست و بدون قيد و شرط بر همه مؤمنان واجب است .
امّا ولايت مؤمنين مذكور در آيه نيز نظير همين ولايت است ، چون با ( واو ) عاطفه بيان شده است و حصر موجود در ( انّما ) حصر افراد است ، امّا اوصاف ذكر شده براى مؤمنين در اين آيه فقط با حضرت على عليه السّلام تطبيق مىكند ، كما اينكه روايات بسيار من جمله در تفسير كشّاف شأن نزول اين آيه را در زمانى مىدانند كه حضرت على عليه السّلام در مسجد در حال نماز بودند و سائلى نزد ايشان آمد و آن حضرت انگشتر خويش را در حال ركوع به سائل بخشيدند و ركوع حالت خضوع و ذلّت آدمى را در برابر خداوند مجسّم مىسازد .
شيعيان اين آيه را نصّ بر ولايت و خلافت امير المؤمنين عليه السّلام مىدانند ، زيرا تنها اوست
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 512
مساهمون: فاطمه مشايخ
ص٥١٢