و حزب به معناى جماعتى است كه در آن يك نحو تشكّل و فشردگى باشد و حزب خدا در جاى ديگر قرآن چنين معرفى شده
( أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ )
« 1 » ، آنان حزب خدايند و آگاه باشيد كه حزب خدا رستگارانند ) .
رستگارى آنها به اين جهت است كه در دنيا افرادى صالح و با ورع هستند و در نتيجه به سعادت مىرسند و در آخرت هم در جوار رحمت حق خواهند بود .
[ آيهء ( 66 - 57 ) نهى از محبّت كفّار و سرزنش يهود ]
( 57 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ )
: ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد كفّار و اهل كتابى را كه دين شما را به مسخره گرفته و بازيچه مىپندارند ، به دوستى مگيريد و از خدا پروا داشته باشيد ، اگر مردمى با ايمان هستيد ) ، ( هزو ) يعنى شوخى در غياب كسى ، و ( لعب ) هر عملى است كه آن را بدون اينكه غرض صحيحى داشته باشند انجام دهند .
بنابراين ، اينكه كفّار و اهل كتاب دين مسلمانان را مسخره مىكردهاند ، يعنى مىخواستهاند بگويند كه اين دين جز بازى و اغراض باطل به كار ديگرى نمىخورد و هيچ فايده عقلائى و جدّى در آن نيست ، و ولايت حقيقى يعنى محبّت و آميزش با كفّار كه مستلزم امتزاج روحى و تصرّف در شئون نفسانى و اجتماعى است و لذا مىفرمايد :
ولايت شما يك طرفه است ، چون آنها اگر شما را دوست داشتند و به شما احترام مىگذاشتند ، دين و مقدسات شما را مسخره و بازيچه نمىدانستند و در آخر براى تأكيد در نهى از ولايت كفّار مىفرمايد : مؤمن و كسى كه متمسّك به ريسمان ايمان شده است ، ديگر معنا ندارد كه راضى شود به اينكه اغيار ، دين او و معتقداتش را مورد سخريه و استهزاء قرار دهند ، پس اگر مؤمن هستيد چارهاى جز تقوا و پرهيز از دوستى با كفّار نداريد .
هامش
( 1 ) - سوره مجادله ، آيه 22 .