از اماميّه و خود اهل سنت هست كه دلالت دارند بر اينكه اين دو آيه در شأن حضرت على عليه السّلام نازل شده است ، امّا بعضى از مغرضين براى اينكه بگويند آيه در شأن آن جناب نيست خود را بسيار به تعب افكندهاند و هم در روايت مناقشه كردهاند و هم در بر گرداندن معناى ظاهر آيه خود را به تكلّف افكندهاند
( وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ ، عَلى ما تَصِفُونَ )
« 1 » ، ( خداوند در آنچه توصيف مىكند ياور و مددكار است « 2 » .
خامسا ) : امّا اينكه بعضى از اهل سنّت به دليل جمع بودن ( الّذين امنوا ) آن را وصف حال امير المؤمنين عليه السّلام نمىدانند ، در پاسخ بايد گفت : كه فرق است بين اينكه لفظ جمع را بياورند و اراده شخص واحد بكنند و بين اينكه قانونى كلّى و عمومى بگذرانند و از آن بطور عموم خبر دهند ، در صورتى كه مشمول آن قانون جز يك نفر كسى نباشد و جز بر يك نفر منطبق نشود ، آنچه در عرف سابقه ندارد ، مورد اوّلى است ، امّا در مورد دوّمى در عرف و در لسان قرآن بسيار اتفاق افتاده و اين مورد در اين آيه هم واقع شده است .
( 56 )
( وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ )
: ( و كسى كه خدا و رسولش و اين مؤمنين را دوست بدارد از حزب خداست ، پس همانا حزب خدا غالب مىباشند ) ، ( توّلى ) به معناى ولى گرفتن است و ( الّذين امنوا ) افادهء عهد مىكند و در آن اشاره است به مؤمنين معهود ، يعنى همان مؤمنين كه در ( انّما وليّكم . . . ) ذكر شده و جملهء « فانّ حزب اللّه هم الغالبون » ، در مكان جزاى شرط است و ليكن در حقيقت جزا نيست و جزا در تقدير مىباشد و اين جمله از باب به كار بردن كبراى قياس در جاى نتيجه ، در اينجا ذكر شده است تا علّت حكم را برساند و تقدير آيه چنين بوده ، ( هر كس خدا و رسول و آن مؤمنين را دوست بدارد و آنها را سرپرست بگيرد ، همانا غالب است ، چون او از حزب خداست و حزب خدا هميشه پيروز و غالب است ) .
هامش
( 1 ) - سوره يوسف ، آيه 18 .
( 2 ) - استفاده از اصل تفسير الميزان .