آمدند مخيّرى كه بين آنها حكم كنى يا از آنها كنارهگيرى نمايى و در صورتى كه اعراض نمودى ، پس آنان هيچ ضررى به تو نمىرسانند و اگر بين آنها حكم نمودى ، پس به عدالت حكم كن ، همانا كه خدا عدالت پيشگان را دوست دارد ) ، اين اوصاف در وصف همه قوم يهود است ، امّا از نظر توزيع ، جملهء اوّل صفت براى يهوديانى است كه نزد رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آمدند و جمله دوّم وصف آن علمائى است كه رشوه گرفتند تا حكم تورات را تغيير دهند و البته هر دو جمله شامل كسان ديگرى هم كه وضع آنها را دارند مىشود و حاصل معنا آن است كه : يهوديان دو طائفهاند ، يك طائفه علماى رشوه خوار و طائفه ديگر مقلّدين و پيروان آنها كه اكاذيب علماء را گوش مىدهند و مىپذيرند .
و ( سحت ) پوستهاى است كه دور ريخته مىشود و اين سحت شامل اعمالى مىشود كه دين و مروّت مرتكب را مىپوساند و فاسد مىكند و نيز به معناى هر مال حرام نيز آمده ، كما اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمودهاند : ( هر گوشتى كه از سحت برويد آتش سزاوار آنست ) و به همين جهت رشوه را ( سحت ) ناميدهاند .
در ادامه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را مخيّر مىكند كه بين آنها حكم نمايد يا از آنها دورى كند و معلوم است كه انتخاب يكى از اين دو طرف از آن جناب صادر نمىشود ، مگر به جهت مصلحتى ، و خداى متعال مىفرمايد : اگر مصلحت ديدى و از آنها اعراض كردى بدان كه آنها هيچ ضررى نمىتوانند به تو برسانند و اگر هم مصلحت ديدى كه بين آنها حكم نمايى جز به قسط و عدل حكم نكن ، چون خداوند افراد عادل و مقسط را دوست مىدارد .
( 43 )
( وَ كَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِيها حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ )
: ( و چگونه تو را حكم قرار دهند با اينكه توراتى كه حكم خدا در آنست نزد ايشان بود ، امّا آنها از آن روى گرداندند ، و اينان هرگز مؤمن نخواهند بود ) ، در اين آيه مىخواهد شنونده را از رفتار يهوديان به شگفت وا دارد ، چون اينها امّتى صاحب كتاب و شريعت هستند ، امّا اينها از شريعتشان روى گرداندند و به راستى مؤمن نيستند ،