نمىخواهد آنها را تطهير كند و در پايان به تهديد مىفرمايد : خدا اينها را در دنيا خوار و ذليل مىكند و در آخرت هم به عذابى دردناك گرفتار مىشوند .
در روايت از امام باقر عليه السّلام آمده است : كه زنى از اشراف خيبر با مردى از اشراف همان قبيله زنا كرد و هر دو محصن هم بودند ، يعنى هم زن شوهر داشت ، و هم مرد ، زن داشت ، احبار يهوديان با آنكه مىدانستند حكم اين مسأله سنگسار است ، امّا به خاطر اينكه اينها از اشراف بودند از سنگسار كردنشان كراهت داشتند ، لذا نامهاى به يهوديان مدينه نوشتند كه از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم حكم اين مسأله را بپرسند ، به اين اميد كه حكم اسلام آسانتر از حكم تورات ، كه سنگسار است ، باشد ، سرانجام عدّهاى از يهوديان مدينه از قبيل كعب بن اشرف و كعب اسيد و شعبة بن عمرو . . . و جمعى ديگر به سوى رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به راه افتادند و عرضه داشتند : اى محمّد : ما را خبر ده كه حكم مرد زنا كار و زن زنا كارى كه هر دو محصن باشند چيست و چه حدّى بايد بر آنها جارى شود ؟
رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمودند : آيا به حكم من راضى مىشويد ؟ گفتند : بله ، در اين حين جبرئيل نازل شد و حكم سنگسار را بياورد و رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : حدّ آن دو سنگسار شدن است ، امّا يهود حاضر نشدند ، آن حكم را بپذيرند ، جبرئيل به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم عرضه داشت : مردى به نام ابن صوريا را كه به اين نام و نشان است ، بين خود و اين يهوديان حكم قرار بده ، رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از آن جمع پرسيد ، جوانى امرد را كه موى صورتش نروييده و سفيد چهره و لوچ است و در فدك منزل دارد مىشناسيد ؟ گفتند : بله ، فرمود : او چگونه شخصى است در ميان شما ؟ عرضه داشتند : او اعلم علماى يهود است كه فعلا در روى زمين باقى مانده و او از هر كس ديگرى به آنچه خداى تعالى بر موسى نازل كرده داناتر است ، حضرت فرمود : پس بفرستيد تا بيايد ، يهوديان پيكى روانهء فدك كردند و عبد اللّه بن صوريا را آوردند .
رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به او فرمود : من تو را به آن خداى سوگند مىدهم كه جز او هيچ معبودى نيست ، همان خدايى كه تورات را بر موسى نازل كرد و دريا را براى شما بنى
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 494
مساهمون: فاطمه مشايخ
ص٤٩٤