تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
زناى محصنه به جاى رجم چنين شكنجه‌اى شد . يهوديان ابن صوريا را ملامت كردند كه چه زود اسرار يهوديّت را به او گفتى و تو براى حل اين مشكل اهليّت و شايستگى لازم را نداشتى ، و ليكن چون غايب بودى نخواستيم از تو بدگويى كنيم و بگوئيم حكميّت تو را قبول نداريم ، ابن صوريا گفت : من براى اين اعتراف كردم كه او مرا به تورات سوگند داد و اگر اين نبود هرگز سرّ يهوديّت را فاش نمىكردم و بالاخره رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم دستور داد آن زن و مرد يهودى را در جلوى در مسجد سنگسار كردند و ابن صوريا عرضه داشت : من اوّلين عالم يهودى بودم كه امر تو را بعد از آنكه ديگران پنهانش كرده بودند آشكار ساختم ، خداى تعالى در اين مورد اين آيه را نازل كرد
( يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ )
« 1 » ، ( به تحقيق فرستاده ما نزد شما آمد و بسيارى موارد از كتاب آسمانى را كه قبلا مخفى مىكرديد برايتان آشكار كرد و از بسيارى چشم پوشى نمود ) ، ابن صوريا چون اين آيه را شنيد برخاست و دو دست خود را به عنوان التجاء بر دو زانوى رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم گذاشت و سپس گفت : من در موقعيتى هستم كه به خدا و به تو پناه مىبرم كه آنچه را هم كه مأمور شده‌اى چشم پوشى كنى ، بيان نمايى ، امّا رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به او اعتنايى نكرد . سپس ابن صوريا از آنحضرت سئوالاتى كرد و چون جواب درست شنيد مسلمان شد و اقرار به رسالت آنحضرت كرد . ( 42 )
( سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جاؤُكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئاً وَ إِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ )
: ( شنواى دروغ و خورنده رشوه و مال حرام هستند ، پس اگر اينها نزد تو
هامش
( 1 ) - سوره مائده ، آيه 15 .