بنى اسرائيل در اين جمله ورود خود را مشروط به خروج آن جبّاران از ارض مقدس نمودهاند و حقيقت اين شرط و شروط ردّ كردن گفتار موسى عليه السّلام است ، هر چند كه بعد از ردّ گفتار آن جناب دوباره وعده دادهاند كه اگر آنها خارج شوند ما داخل خواهيم شد و در بعضى روايات آمده كه جبّاران مذكور عمالقه هستند كه مردمى درشت هيكل و بلند قامت بودهاند .
( 23 )
( قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ )
: ( دو نفر از ميان جماعت كه ترس از خدا در دلشان بود و خدا به آن دو موهبتى كرده بوده روى به مردم كرده و گفتند : از مرز اين سرزمين داخل شويد و بدانيد همين كه وارد آن شديد شما غالب خواهيد شد و اگر براستى مؤمن هستيد ، پس بر خدا توكل و تكيه كنيد ) ، از سياق بر مىآيد كه آنها از خداى سبحان خوف داشتهاند و از نافرمانى امر او و دستور پيامبرش دلواپس بودهاند و همچنين معلوم مىشود كه خدا ترسان تنها اين دو نفر نبودهاند ، بلكه جماعتى بودهاند ، امّا اينكه خداوند مىفرمايد : به آنها نعمت داده بوديم ، مراد از نعمت ، ولايت الهيّه است ، يعنى اين دو نفر دو تن از اولياء اللّه بودهاند ، چون اولياء خدا هستند كه خوف از خدا دارند و جز خدا از هيچ كس نمىترسند و شايد هم مراد از نعمت همين خوف از خدا باشد ، چون ترس از خدا هم خود به نوعى انعامى از جانب خداى متعال است و منظور از ( باب ) اوّل شهر يا دروازهء شهر آنها است و گفته مىشود ، اولين شهر آن سرزمين ( اريحا ) بوده است و استعمال ( باب ) در مورد شهر مرزى اصطلاحى شايع است و آن دو نفر بخاطر ايمانى كه به موسى عليه السّلام داشتند ، گفتند : اگر به شهر وارد شويد ، پيروزى شما بر دشمن حتمى است ، چون موسى عليه السّلام گفته بود كه خداوند اين شهر را بر شما مقدّر كرده است و يا شايد آن دو نفر به جهت نور ولايت الهيه و اينكه از اولياء اللّه بودند اين معنا را دريافته بودند و بزرگان از مفسّرين گفتهاند كه اين دو مرد يوشع بن نون و كالب بن يوفنا ، دو تن از دوازده نقيب بنى اسرائيل بودهاند .