تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
و در آخر آن دو براى آرامش خاطر مردم و تشجيع و برانگيختن آنها به ايشان مىگويند : اگر مؤمن هستيد به خدا توكّل كنيد ، چون خداوند بندگانش را كفايت مىكند . ( 24 )
( قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ )
: ( گفتند : اى موسى تا آن مردم در آن سرزمين هستند ما ابدا داخل آن نخواهيم شد ، پس تو خودت با پروردگارت برويد و با آنان جنگ كنيد ، ما همينجا نشسته‌ايم ) ، اينكه مجددا اين قوم تكرار كرده‌اند كه ما هرگز وارد اين سرزمين نمىشويم به جهت مأيوس ساختن موسى عليه السّلام بوده است تا در نتيجه آنحضرت در دعوت خود اصرار نورزد و همچنين در اين گفتار وجوهى از اهانت و عتاب و زورگويى نسبت به مقام موسى عليه السّلام و نسبت به تذكّرى كه آن جناب دربارهء امر خداى تعالى داد ، ديده مىشود و در اين عبارت نظامى عجيب وجود دارد ، اوّلا ) : به جاى اينكه روى سخنشان را به آن دو نفر مرد خدا ترس بكنند ، يك راست با حضرت موسى عليه السّلام سخن گفتند و اين از نظر ادبيات عرب ايجاز بعد از اطناب است كه در مقام تخاصم و مجادله به كار مىرود تا به طرف بفهماند ديگر حوصلهء گفتگو با تو را ندارم و حرف حرف خودم است ، ثانيا ) : سخن بى ادبانه خود را مجددا تكرار كردند و گفتند : ما هرگز وارد اين سرزمين نمىشويم ، ثالثا ) : جهالت و جسارت را به جايى رساندند كه گفتند : تو با خدايت برويد و بجنگيد ، ما همين جا مىنشينيم و اين سخن گوياى عقايد باطل آنها دربارهء مقام الوهيّت است كه شبيه عقايد بت پرستان است و خدا را متأثر و منفعل مىدانسته‌اند ، كما اينكه به موسى عليه السّلام گفتند : تو نيز براى ما خدايى درست كن ، همانطور كه بت پرستان دارند و اين اعتقاد به جسمانيّت خدا و شباهت او به انسانها همواره در بين يهود بوده ، امروز نيز بر اين اعتقادات باطل هستند . ( 25 )
( قالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ )
: ( موسى عليه السّلام عرضه داشت : پروردگارا من غير خودم و برادرم اختيار كسى را