تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
ندارم و نمىتوانم آنها را به راه هدايت و اجراى فرمان تو مجبور سازم ، پس بين من و اين مردم گنه‌كار و عاصى جدايى بيانداز ) ، اين كلام كنايه از بيان ناتوانى آن حضرت بر وادار كردن مردم به قبول دعوت است و مراد ايشان نفى مطلق قدرت دعوت مردم نبوده ، چون بعضى از مردم خدا ترس بوده و مانند آن دو نفر دعوت موسى عليه السّلام را اجابت كرده بودند و اين تعريض به جهت آنست كه آن جناب آنها را دعوت نموده و در ابلاغ رسالت خود كوتاهى نكرده ، امّا بنى اسرائيل دعوت او را ردّ كرده و نسبت به ايشان بى ادبى نموده‌اند ، پس به همين جهت در مقام شكايت آنها به پروردگار عرضه مىدارد ، خدايا : من كوتاهى نكردم ، امّا غير از خودم و برادرم يا عده‌اى اندك كسى دعوت مرا اجابت نكرد ، پس تو خود به قدرت ربوبيّت خود گره از كار ما بگشا و حساب مرا از اين قوم عصيانگر جدا كن و بديهى است اسم فاعل فاسق حكايت از استمرار و دوام دارد ، يعنى اين قوم دائما در حال عصيان و گناه بوده‌اند و مضمون دعاى آنحضرت در خواست عذاب براى آنها نيست ، بلكه درخواست هدايت و كار گشايى از جانب خود خداست كه هادى مطلق است ، و گرنه آن جناب از نزول عذاب بر بنى اسرائيل بيمناك بود و به همين جهت به درگاه خدا دعا نمود . ( 26 )
( قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ )
: ( خداوند فرمود : پس همانا به جهت اين نافرمانى ، دست يافتن به آن سرزمين تا چهل سال بر آنان تحريم شد تا در نتيجه چهل سال در بيابان سر گردان باشند و تو براى اين قوم گنه‌كار و فاسق اندوه و تأسف نداشته باش ) ، ضمير در ( فانّها ) به ارض مقدّسه بر مىگردد و مراد از حرمت ، حرمت تشريعى نيست ، بلكه حرمت تكوينى است ، يعنى خدا به جهت نافرمانيشان مقدّر فرمود كه تا چهل سال نتوانند وارد آن سرزمين شوند ، بلكه در بيابان سر گردان باشند و خداوند در نهايت ، اوّلا ) : به موسى عليه السّلام مىفرمايد : به حال آنان اندوه مخور و ثانيا ) : كلام موسى عليه السّلام را تأييد و امضاء نموده است و خداوند نيز آنها را با